<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش در طب ورزشی و فناوری</title>
    <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش در طب ورزشی و فناوری</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 08 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 08 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>کنترل حلقه بسته تطبیقی مبتنی بر یادگیری ماشین برای توان‌بخشی بیماران پارکینسونی</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7905.html</link>
      <description> مقدمه و اهداف: در دهه‌های گذشته کنترل لرزش دست در بیماری‌های اختلالات عصبی مانند پارکینسون توجه زیادی را به خود جلب کرده است. تئوری‌های روش تحریک عمیق مغزی به‌صورت حلقه بسته به‌طور قابل‌توجهی در حال افزایش است. هدف از این مقاله، ارائه یک روش حلقه بسته خودکار برای توان‌بخشی بیماران پارکینسونی دارای علائم لرزش دست با استفاده از یادگیری ماشین است.
مواد و روش: در مقاله حاضر از مدل ریاضی که شامل مدل عضله، عقده‌های قاعده‌ای (Basal ganglia)، قشر مغز و ناحیه حرکتی (Supplementary Motor Area) برای شبیه‌سازی لرزش استفاده‌شده است؛ و همچنین برای کنترل لرزش دست از کنترل‌کننده تناسبی-مشتق‌گیر-انتگرال‌گیر غیر صحیح (non-integer PID) و همچنین با استفاده از الگوریتم هوشمند Proximal Policy Optimization (PPO) به‌عنوان زیرمجموعه یادگیری تقویتی برای تنظیم ضرایب استفاده‌شده است.
یافته‌ها: از مزایای روش پیشنهادی علاوه بر کاهش لرزش دست و یادگیری خودکار برای استفاده در سطح‌های مختلف بیماری که نتایج قابل قبولی نسبت به سایر روش‌های کنترلی داده است، پیاده‌سازی این روش به‌صورت عملی در دنیای واقعی به دلیل سادگی کنترل‌کننده و همچنین پیاده‌سازی آسان الگوریتم هوشمند به دلیل تنظیم خودکار ضرایب شبکه‌های هوش مصنوعی است.
نتیجه‌گیری: سیستم هوشمند پیشنهادی علاوه بر بهینه‌سازی علائم خروجی مانند لرزش دست در مقایسه با سایر کنترل‌کننده‌ها و همچنین قابل‌استفاده برای تمام سطوح بیماری به دلیل تطبیقی بودن آن، باعث کاهش چشمگیر اثرات جانبی ناشی از تحریک مداوم مغز در روش تحریک مغز به‌صورت حلقه باز می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر روش گرم کردن بر افزایش ارتفاع پرش عمودی بازیکنان والیبال : مقاله مروری</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7721.html</link>
      <description>روش گرم کردن می‌تواند به‌عنوان راهکاری برای بهبود عملکرد ورزشکاران مورد توجه قرار بگیرد. اما مکانیزم و روش دقیق استفاده از این پروتکل مشخص نشده است. لذا هدف از انجام این مطالعه مروری ارائه روشی سودمند به‌عنوان گرم کردن جهت بهبود عملکرد ورزشکاران از جمله بازیکنان والیبال به‌واسطه افزایش پرش ‌آن‌ها بود. در مطالعه مروری &amp;amp;ndash; توصیفی حاضر، با استفاده از کلید واژه‌های نیرومندسازی پس فعالی، اسکوات پرش، گرم کردن، والیبال، ارتفاع پرش، صفحه نیرو، الکترومایوگرافی از طریق بانک‌های اطلاعاتی Google scholar , Pubmed به جستجوی مقالات لاتین و از طریق بانک اطلاعاتی مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و گوگل اسکولار به جستجوی مقالات فارسی پرداخته شد. در جستجوی اولیه و مرحله شناسایی 387 مقاله لاتین و 15 مقاله فارسی در ارتباط با کلیدواژه‌های نام‌برده یافت شد. در آخر تعداد مقالات استفاده شده لاتین به 42 و تعداد مقالات فارسی به 6 رسید. نتایج این مطالعه مروری &amp;amp;ndash; توصیفی نشان داد که در فاز نهایی روش گرم کردن نیرومندسازی پس‌فعالی، اجرای اسکوات دوپا شدت بالا با ایجاد تغییرات آنی در سیستم عصبی عضلانی می‌تواند باعث افزایش ارتفاع پرش ورزشکاران ازجمله بازیکنان والیبال در شرایط تمرینی و مسابقه شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر 10 جلسه تحریک دوگانه الکتریکی مغز (tDCS) بر عملکرد، سرسختی ذهنی و فشار ادراک‌شده شناگران حرفه‌ای</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7906.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: تحریک جریان مستقیم فرا جمجمه‌ای (tDCS) از جدیدترین روش­ها جهت ارتقای عملکرد ورزشی و آمادگی روانی ورزشکاران حرفه­ای است. در پژوهش حاضر، اثرات 10 جلسه tDCS آندال، دوگانه هم‌زمان در یک نیمکره مغز، در نواحی قشر حرکتی اولیه (M1) و قشر پیش­پیشانی پشتی (DLPFC) را بر عملکرد شنا، سرسختی ذهنی و فشار ادراک‌شده بررسی کردیم.
روش: 20 شناگر حرفه­ای مرد (سن: 86/2±00/19 سال) به‌صورت تصادفی به دو گروه tDCS (10=n) و شاهد (10=n) تقسیم شدند. روز اول، پرسش­نامه سرسختی ذهنی (SMTQ)، روز بعد آزمون عملکرد 100 متر شنای آزاد و مقیاس فشار ادراک‌شده (RPE) به­عنوان پیش‌آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. از روز سوم، 10 جلسه tDCS، هر جلسه به مدت 20 دقیقه و شدت 2 میلی­آمپر، نیم ساعت پس از تمرین متداول شنا، سه روز در هفته اعمال شد. 48 ساعت پس از دهمین جلسه tDCS، ارزیابی­ها تکرار شدند. تجزیه­وتحلیل آماری با ANCOVA انجام شد.
یافته‌ها: پس از ده جلسه tDCS، عملکرد شنا به‌طور معنی‌داری بهبود یافت؛ نمره کل سرسختی ذهنی به‌طور معنی‌داری افزایش یافت و تغییر معناداری در RPE مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری نهایی: بر این اساس، tDCS چند جلسه‌ای همراه با تمرینات متداول برای بهبود عملکرد شناگران و جنبه‌های روان‌شناختی توصیه شده که می‌تواند به­عنوان یک روش آماده­سازی مغزی برای بالا بردن سرسختی ذهنی و عملکرد ورزشی در نظر گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه اثر توجه درونی و بیرونی به آزمون دراندازه‌گیری ثبات ناحیه مرکزی بدن</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7722.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: یکی از فاکتورهای سنجش ثبات ناحیه مرکزی بدن، سنجش استقامت آن است که توسط تست مکگیل انجام می‌‌شود. تحقیقات نشان داده‌اند که تغییر در رویکرد توجه در طی انجام فعالیت، موجب تغییراتی در فعالیت الکتریکی عضلات و همچنین تغییر در کیفیت انجام آن حرکت می‌شود، حال هدف از این تحقیق آن است که تغییر در رویکرد توجه می‌تواند اندازه‌گیری حاصل از سنجش ثبات ناحیه مرکزی بدن را دچار تغییرات کند یا خیر. روش‌شناسی: 22نفر از افراد غیرورزشکار(میانگین سن: 1.30&amp;amp;plusmn;25 و میانگین شاخص توده بدنی: 1.61&amp;amp;plusmn; 22.97 )در سه روز متوالی مورد سنجش ثبات ناحیه مرکزی بدن توسط تست مکگیل قرار گرفتند، افراد به سه گروه تقسیم و هرگروه در هرروز با رویکرد متفاوتی از توجه(درونی، بیرونی، بدون تاکید بر توجه) این تست را انجام میدادند. یافته‌ها: نتایج آزمون آنالیز واریانس با اندازه‌گیری‌های مکرر نشان داد بین میانگین ثبات ناحیه مرکزی سه مرحله پژوهش تفاوت آماری معنی‌داری وجود دارد که میانگین ثبات مرکزی مرحله توجه بیرونی بصورت معنی‌داری بیشتر از میانگین مرحله پیش آزمون بود. نتیجه‌گیری: رویکرد توجه می‌تواند اندازه‌گیری ثبات ناحیه مرکزی بدن را دچار تغییرات کند به این صورت که اتخاذ رویکرد توجه بیرونی در طی انجام آزمون، میانگین ثبات مرکزی بدن بیشتری را ثبت کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر خستگی عضلات چهارسررانی بر فعالیت الکترومایوگرافی عضلات اندام تحتانی هنگام برداشتن بار</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7907.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: هدف این مطالعه، ارزیابی تأثیر خستگی موضعی عضلات چهارسررانی بر فعالیت الکترومایوگرافی عضلات منتخب اندام تحتانی هنگام بلند کردن بار با تکنیک­های مختلف بود.
روش: فعالیت الکترومایوگرافی سطحی عضلات راست­رانی، پهن خارجی، پهن داخلی، دوسررانی، نیم­وتری، دوقلو و درشت‌نئی قدامی 20 زن هنگام بلند کردن بار با تکنیک‌­های اسکوات، استوپ و استرادل با 20% وزن بدن قبل و پس از خستگی عضلات چهارسرران با استفاده از دستگاه پرس پا، ثبت شد. از روش آماری آنالیز واریانس با اندازه‌های تکراری برای تجزیه‌وتحلیل داده­ها استفاده شد (p&amp;amp;lt;0.05).
یافته‌ها: پس از خستگی، فعالیت عضلات راست رانی، پهن داخلی، دوسررانی و دوقلو در تکنیک‌های اسکوات و استوپ به‌طور معنا‌داری در مقایسه با قبل از خستگی متفاوت بود؛ اما تفاوت معناداری بین فعالیت هیچ‌یک از عضلات قبل و پس از خستگی در روش استرادل مشاهده نشد.
نتیجه‌­گیری نهایی: با توجه به نتایج به نظر می‌رسد که هنگام خستگی عضلات چهارسررانی، استفاده از تکنیک استرادل برای بلند کردن بار مناسب‌تر باشد.

</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر شش هفته تمرینات اغتشاشی اندام فوقانی بر قدرت اکسنتریک چرخش دهنده خارجی شانه و میزان چرخش بالایی کتف والیبالیست های مستعد آسیب اندام فوقانی</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7723.html</link>
      <description>ایمبالانس‌های عضلانی در شانه به‌صورت ضعف در عضلات چرخش‌دهنده خارجی نسبت به چرخش‌دهنده‌های داخلی است که ضعف چرخش دهنده های خارجی از ریسک فاکتورهای آسیب شانه والیبالیست‌ها می‌باشند. بدحرکتی کتف می‌تواند به دلیل ایمبالاس عضلات ثبات دهنده کتفی ایجاد شده که با هماهنگی عضلات بهبود می‌یابد. هدف از انجام این تحقیق بررسی تاثیر تمرینات اغتشاشی بر قدرت اکسنتریک چرخش دهنده های خارجی و کینماتیک کتف می باشد.24 مرد والیبالیست با نمره کمتر از 30 در آزمون سیکوئیست در این تحقیق شرکت کردند که به صورت تصادفی به دوگروه 12 نفری تجربی و کنترل تقسیم شدند .قدرت اکسنتریک چرخش دهنده های خارجی با استفاده از دستگاه ایزوکنیتیک با سرعت 120 درجه بر ثانیه اندازه گیری شد. چرخش بالایی کتف نیز با شیب سنج دوگانه در زوایای&amp;amp;deg;45، &amp;amp;deg;90، &amp;amp;deg;135و انتهای دامنه حرکتی آبداکشن شانه اندازه گیری شد. تغییرات میانگین با استفاده از آزمون آنالیز واریانس با اندازه گیری مکرر بررسی شد. در مقایسه دو گروه تجربی و کنترل اختلاف معناداری در قدرت اکسنتریک چرخش دهنده خارجی شانه مشاهده شد(P=0.032). در بررسی چرخش بالایی کتف فقط در زاویه &amp;amp;deg;135 اختلاف معنادار وجود داشت(P=0.048). در زوایای دیگر اختلاف معناداری بین دو گروه مشاهد نشد( زاویه &amp;amp;deg;45 P=0.497، زاویه &amp;amp;deg;90 P=0.254، انتهای دامنه حرکتی P=0.350).نتایج بیانگر تاثیر مثبت تمرینات اغتشاشی بر قدرت اکسنتریک چرخش دهنده های خارجی و چرخش بالایی کتف در حرکت آبداکشن بازو بود ؛ بنابراین می توان به مربیان و بازیکنان والیبال توصیه نمود که برای افزایش عملکرد و پیشگیری از آسیب های شانه این تمرینات را به برنامه های تمرینی خود اضافه کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر قوس کف پا بر ثبات و عملکرد حرکتی دانشجویان دختر 18-25 ساله</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7908.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: ثبات وضعیت بدنی و عملکرد حرکتی متفاوت ممکن است در آسیب‌های ثانویه در افراد با کف پای صاف منعطف در مقایسه با افراد دارای کف پای نرمال نقش مهمی ایفاء کند. بااین‌حال تفاوت بین ثبات ایستا، پویا و عملکرد حرکتی افراد با و بدون کف پای صاف منعطف مورد بررسی قرار نگرفته است. لذا پژوهش حاضر با هدف مقایسه ثبات ایستا و پویا و حرکات کارکردی آزمودنی‌های با و بدون کف پای صاف منعطف انجام شده و ارتباط بین حرکات کارکردی با ثبات ایستا و پویا را بررسی می‌کند.
روش‌: در این مطالعه مقطعی 96 آزمودنی پس از انجام ارزیابی قوس طولی داخلی کف پا با استفاده از آزمون افت ناوی در دو گروه کف پای صاف منعطف (25=n) و گروه کف پای نرمال (71=n) قرار گرفتند. عملکرد کارکردی با استفاده از آزمون غربالگری حرکات کارکردی؛ ثبات ایستا با استفاده از آزمون شارپند رومبرگ؛ ثبات پویا با استفاده از آزمون وای اندازه‌گیری شد. جهت مقایسه پارامترهای اندازه‌گیری شده در دو گروه از آزمون ناپارامتریک یومن‌ویتنی استفاده شد.
یافته‌ها: نمرات حرکات کارکردی (05/0≥P؛ 85/0=d) و ثبات ایستا (05/0≥P؛ 25/0=η2) در گروه کف پای نرمال به‌طور معناداری بیشتر از گروه کف پای صاف منعطف بود. امتیاز کلی تست Y بین دو گروه تفاوت معناداری نداشت (05/0≤P؛ 002/0=η2). در گروه کف پای نرمال همبستگی معناداری بین نمرات حرکات کارکردی با ثبات پویا مشاهده شد (05/0≥p).
نتیجه‌گیری: این نتایج نشان می‌دهد که افراد مبتلا به صافی کف پای منعطف نسبت به افراد با کف پای نرمال دارای عملکرد حرکتی و ثبات ایستای متفاوت اما ثبات پویای مشابه‌ای هستند. این نتایج می‌تواند بیانگر این باشد که ارتباطی بین ثبات ایستا و پویا وجود ندارد و این دو عملکرد از یکدیگر مجزا هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر برخی از شاخص‌های عملکرد جسمانی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با درجات مختلف ناتوانی</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7724.html</link>
      <description>در طب توانبخشی استفاده از رویکردهای هدفمند و شخصی سازی شده مطرح می‌باشد، لذا تعدیل پروتکلهای تمرینی براساس جنس، سن، سطح ناتوانی و میزان پیشرفت می‌تواند نتایج مطلوب‌تری را داشته باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر برخی از شاخص‌های عملکرد جسمانی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با درجات مختلف ناتوانی بود. در این پژوهش نیمه تجربی 92 نفر از بیماران زن مراجعه کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس شهرستان شهرکرد به صورت در دسترس و هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و بر اساس نمره ناتوانی جسمی در 3 گروه ضعیف، متوسط و شدید قرار گرفتند. سپس هر گروه بطور تصادفی در دو گروه مداخله و گروه شاهد قرار گرفتند. تمرینات توانبخشی ورزشی به مدت 12 هفته و 3 جلسه در هفته انجام گرفت. قدرت عضلانی، استقامت و سرعت راه رفتن در پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس، آزمون تی زوجی میانگین‌های تعدیل شده انجام پذیرفت. نتایج نشان داد 12 هفته تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده منجر به بهبود سرعت راه رفتن و قدرت عضلانی در هر سه گروه شد(05/0&amp;amp;gt;p). استقامت عضلانی در گروه خفیف به طور معناداری بهبود یافت(05/0&amp;amp;gt;p) اما در گروه متوسط و شدید بهبود معناداری مشاهده نشد(05/0&amp;amp;le;p). اجرای تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر روند بهبود بیماران مولتیپل اسکلروزیس تأثیر گذار است و موجب بهبود شاخص های عملکرد جسمانی بیماران می‌گردد.در طب توانبخشی استفاده از رویکردهای هدفمند و شخصی سازی شده مطرح می‌باشد، لذا تعدیل پروتکلهای تمرینی براساس جنس، سن، سطح ناتوانی و میزان پیشرفت می‌تواند نتایج مطلوب‌تری را داشته باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر برخی از شاخص‌های عملکرد جسمانی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با درجات مختلف ناتوانی بود. در این پژوهش نیمه تجربی 92 نفر از بیماران زن مراجعه کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس شهرستان شهرکرد به صورت در دسترس و هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و بر اساس نمره ناتوانی جسمی در 3 گروه ضعیف، متوسط و شدید قرار گرفتند. سپس هر گروه بطور تصادفی در دو گروه مداخله و گروه شاهد قرار گرفتند. تمرینات توانبخشی ورزشی به مدت 12 هفته و 3 جلسه در هفته انجام گرفت. قدرت عضلانی، استقامت و سرعت راه رفتن در پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس، آزمون تی زوجی میانگین‌های تعدیل شده انجام پذیرفت. نتایج نشان داد 12 هفته تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده منجر به بهبود سرعت راه رفتن و قدرت عضلانی در هر سه گروه شد(05/0&amp;amp;gt;p). استقامت عضلانی در گروه خفیف به طور معناداری بهبود یافت(05/0&amp;amp;gt;p) اما در گروه متوسط و شدید بهبود معناداری مشاهده نشد(05/0&amp;amp;le;p). اجرای تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر روند بهبود بیماران مولتیپل اسکلروزیس تأثیر گذار است و موجب بهبود شاخص های عملکرد جسمانی بیماران می‌گردد.در طب توانبخشی استفاده از رویکردهای هدفمند و شخصی سازی شده مطرح می‌باشد، لذا تعدیل پروتکلهای تمرینی براساس جنس، سن، سطح ناتوانی و میزان پیشرفت می‌تواند نتایج مطلوب‌تری را داشته باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر برخی از شاخص‌های عملکرد جسمانی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با درجات مختلف ناتوانی بود. در این پژوهش نیمه تجربی 92 نفر از بیماران زن مراجعه کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس شهرستان شهرکرد به صورت در دسترس و هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و بر اساس نمره ناتوانی جسمی در 3 گروه ضعیف، متوسط و شدید قرار گرفتند. سپس هر گروه بطور تصادفی در دو گروه مداخله و گروه شاهد قرار گرفتند. تمرینات توانبخشی ورزشی به مدت 12 هفته و 3 جلسه در هفته انجام گرفت. قدرت عضلانی، استقامت و سرعت راه رفتن در پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس، آزمون تی زوجی میانگین‌های تعدیل شده انجام پذیرفت. نتایج نشان داد 12 هفته تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده منجر به بهبود سرعت راه رفتن و قدرت عضلانی در هر سه گروه شد(05/0&amp;amp;gt;p). استقامت عضلانی در گروه خفیف به طور معناداری بهبود یافت(05/0&amp;amp;gt;p) اما در گروه متوسط و شدید بهبود معناداری مشاهده نشد(05/0&amp;amp;le;p). اجرای تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر روند بهبود بیماران مولتیپل اسکلروزیس تأثیر گذار است و موجب بهبود شاخص های عملکرد جسمانی بیماران می‌گردد.در طب توانبخشی استفاده از رویکردهای هدفمند و شخصی سازی شده مطرح می‌باشد، لذا تعدیل پروتکلهای تمرینی براساس جنس، سن، سطح ناتوانی و میزان پیشرفت می‌تواند نتایج مطلوب‌تری را داشته باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر برخی از شاخص‌های عملکرد جسمانی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس با درجات مختلف ناتوانی بود. در این پژوهش نیمه تجربی 92 نفر از بیماران زن مراجعه کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس شهرستان شهرکرد به صورت در دسترس و هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و بر اساس نمره ناتوانی جسمی در 3 گروه ضعیف، متوسط و شدید قرار گرفتند. سپس هر گروه بطور تصادفی در دو گروه مداخله و گروه شاهد قرار گرفتند. تمرینات توانبخشی ورزشی به مدت 12 هفته و 3 جلسه در هفته انجام گرفت. قدرت عضلانی، استقامت و سرعت راه رفتن در پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس، آزمون تی زوجی میانگین‌های تعدیل شده انجام پذیرفت. نتایج نشان داد 12 هفته تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده منجر به بهبود سرعت راه رفتن و قدرت عضلانی در هر سه گروه شد(05/0&amp;amp;gt;p). استقامت عضلانی در گروه خفیف به طور معناداری بهبود یافت(05/0&amp;amp;gt;p) اما در گروه متوسط و شدید بهبود معناداری مشاهده نشد(05/0&amp;amp;le;p). اجرای تمرینات توانبخشی ورزشی جامع شخصی سازی شده بر روند بهبود بیماران مولتیپل اسکلروزیس تأثیر گذار است و موجب بهبود شاخص های عملکرد جسمانی بیماران می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر هشت هفته تمرینات ورزشی مقاومتی دایره‌ای بر سطح سرمی BDNF و TNF-α زنان یائسه کم‌تحرک</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7909.html</link>
      <description>هدف: تمرینات ورزشی مقاومتی به‌عنوان درمان غیر دارویی جهت بهبود عوارض دوران یائسگی (مشکلاتی شناخی- عصبی و التهابی) پیشنهاد می‌شود. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرین مقاومتی دایره‌ای بر سطح سرمی BDNF و TNF-a در زنان یائسه کم‌تحرک بود.
مواد و روش‌ها: در تحقیق نیمه تجربی حاضر تعداد 30 زن یائسه (میانگین سنی 3±54 سال، شاخص توده بدنی 27.6±1.97 کیلوگرم بر مترمربع) ساکن شهر تهران به‌صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه تمرین مقاومتی دایره‌ای (15n=) و کنترل (15n=) قرار داده شدند. تمرین مقاومتی دایره‌ای به مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته شامل 12 ایستگاه برای کل بدن با شدت 75-40 درصد یک تکرار بیشینه در سه ست با تکرارهای بین 12-8 انجام شد.24 ساعت قبل و بعد از مداخله خون‌گیری به‌صورت ناشتا به‌منظور سنجش BDNF و TNF-a انجام گرفت. جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش آماری Repeated measures ANOVA استفاده شد.
یافته‌ها: در گروه تمرین مقاومتی دایره‌ای نسبت به گروه کنترل افزایش معناداری در سطوح BDNF (%13.99) و کاهش معنی‌داری در سطوح TNF-a (%32.92) نشان داده شد (P&amp;amp;lt;0/05).
نتیجه‌گیری: با توجه به مطالعه حاضر به نظر می‌رسد تمرینات مقاومتی دایره‌ای با شدت کم تا متوسط با افزایش BDNF و کاهش TNF-a توانسته سبب بهبودی در عامل رشد عصبی و التهابی در زنان یائسه گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آیا آزمون های غربالگری حرکتی عملکردی، تعادلی وای و سیستم امتیازدهی خطای فرود قدرت پیش‌بینی آسیب‌های ورزشی دانشجویان دختر ورزشکار را دارد؟</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7725.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: از چالش‌های جدی در ورزش، روش‌های پیش‌بینی آسیب است که می‌تواند در خصوص پیشگیری و کاهش آسیب کمک‌کننده باشد. لذا هدف از اجرای این پژوهش پاسخ به این سؤال است که آیا آزمون های غربالگری حرکتی عملکردی، تعادلی وای و سیستم امتیازدهی خطای فرود قدرت پیش‌بین آسیب های ورزشی دانشجویان دختر ورزشکار را دارد؟ روش‌شناسی: این مطالعه از نوع کوهرت آینده‌نگر بود. جامعه پژوهش حاضر ورزشکاران زن دانشگاهی و نمونه پژوهش 124 نفر از دانشجویان ورزشکار دختر شرکت‌کننده در پانزدهمین المپیاد ورزشی دانشجویی ایران بودند که به صورت در دسترس مورد ارزیابی قرار گرفتند. آزمون تعادل Y، سیستم امتیاز‌دهی خطای فرود و آزمون غربالگری حرکتی عملکردی از نمونه‌ها قبل از المپیاد گرفته شد و آسیب‌های ورزشکاران در طول مسابقات توسط فرم جمع آوری اطلاعات ثبت شد. به منظور تجزیه و تحلیل آماری داده‌ها از آزمون رگرسیون لجستیک و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که درمجموع 26 آسیب در طول مسابقات در 124 نفر آزمودنی به ثبت رسید. هیچ یک از متغیرهای پیش‌بین قابلیت پیش‌بینی متغیر ملاک یعنی آسیب‌دیدگی را نداشتند (05/0p&amp;amp;gt;). نتیجه‌گیری: در یک نتیجه‌گیری کلی بر اساس نتایج این تحقیق، امکان پیش‌بینی آسیب به صورت عمومی با استفاده از آزمون‌های عملکردی وجود ندارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تمرینات اصلاحی جامع و موضعی بر شاخص پاسچر پا در افراد مبتلا به کف پای صاف منعطف: کارآزمایی تصادفی کنترل‌شده</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7910.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: کف پای صاف منعطف یکی از شایع‌ترین ناهنجاری‌های پا است که می‌تواند منجر به اختلال در عملکرد راه رفتن و دردهای مزمن شود. تقویت عضلات موضعی کف پا در کنترل پرونیشن مؤثر است؛ بااین‌حال، تأثیر تمرینات جامع که شامل تقویت سایر گروه‌های عضلانی دیستال و پروگزیمال نیز باشد، هنوز به‌طور کامل مشخص نیست. هدف این مطالعه تعیین تأثیر تمرینات اصلاحی جامع و موضعی بر شاخص پاسچر پا در افراد مبتلا به کف پای صاف منعطف بود.
روش: 44 نفر از دانش‌آموزان مراجعه‌کننده به مرکز تمرینات اصلاحی نشاط شهر ایلام با نمره شاخص پاسچر پا بین ۶ تا ۱۲، به‌صورت تصادفی طبقه‌ای در چهار گروه تقسیم شدند: تمرینات اینترینسیک، تمرینات اینترینسیک + اکسترینسیک، تمرینات اصلاحی جامع و کنترل. شاخص پاسچر پا در پیش‌آزمون و پایان هفته‌های ششم و دوازدهم اندازه‌گیری شد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مدل ترکیبی انجام شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که در گروه‌های تمرین نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری در شاخص پاسچر پا ایجادشده است (05/0&amp;amp;gt;P). گروه جامع کاهش معناداری را نسبت به‌تمامی گروه‌ها نشان داد (05/0&amp;amp;gt;P). بین دو گروه اینترینسیک و اینترینسیک + اکسترینسیک در پای راست (980/0=P) و چپ (965/0=P) اختلاف معناداری مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: تمرینات اصلاحی جامع با فعال‌سازی تمامی عضلات دیستال و پروگزیمال و بهره‌گیری از اصل واکنش‌های زنجیره‌ای بدن، مؤثرتر از تمرینات موضعی در اصلاح کف پای صاف منعطف است و می‌تواند به‌عنوان برنامه تمرینی توصیه‌شده برای پیشگیری و اصلاح این ناهنجاری مورد استفاده قرار گیرد.

 </description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر مصرف حاد مکمل سیترولین مالات بر عملکرد جسمانی اختصاصی فوتبالیست های حرفه ای.</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7726.html</link>
      <description>سیترولین مالات اخیراً به عنوان یک مکمل نیروزای بالقوه برای عملکرد ورزش های با شدت بالا و همچنین بازیابی عملکرد عضلانی معرفی شده است. هدف از مطالعه حاضر تاثیر مصرف حاد مکمل سیترولین مالات بر عملکرد جسمانی فوتبالیست های حرفه ای بود. 20 فوتبالیست به ترتیب با میانگین سنی و وزنی 6/2&amp;amp;plusmn; 5/ 22سال، 3/4 &amp;amp;plusmn; 4/68 کیلوگرم ، 60 دقیقه قبل از شروع آزمون دویدن متناوب یویوی سطح یک، 10 گرم سیترولین مالات یا دارونما مصرف نمودند. توان عضلانی با استفاده از تست حداکثر پرش ارتفاع و حداکثر سرعت با استفاده از آزمون 30 متر سرعت سنجیده شد. نتایج آزمون تی مستقل نشان داد مصرف حاد سیترولین مالات تفاوت معنی داری بر میانگین مسافت طی شده در آزمون یویو و نتایج سایر آزمون ها در مقایسه با دارونما نداشت. تنها تفاوت معنی دار پایین تر بودن میانگین ضربان قلب گروه مکمل در مقایسه با دارونما بود. احتمال می رود عدم تغییرات معنی دار به دلیل سطح آمادگی جسمانی بالای بازیکنان مورد مطالعه در تحقیق حاضر باشد. همچنین شاید تغییر دوز مصرفی بتواند نتایج متفاوتی را نشان دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر شش هفته تمرین TRX بر میزان پروتئین GDNF سرم خون زنان سالمند</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7911.html</link>
      <description>مقدمه: پروتئین GDNF در شکل‌پذیری عصبی شناختی و سارکوپنی مؤثر است و با تمرین مقاومتی افزایش می‌یابد. تمرین TRX نیز موجب بهبود عملکرد و روحیه سالمندان می‌شود. هدف پژوهش تأثیر شش هفته تمرین TRX بر میزان پروتئین GDNF سرم خون زنان سالمند است.
روش تحقیق: هدف پژوهش، کاربردی با روش نیمه تجربی شامل پیش‌آزمون– پس‌آزمون با گروه کنترل است. 28 زن سالمند کانون بازنشستگی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی به‌طور تصادفی در گروه تجربی (15n=) با میانگین سنی 60/5± 86/60، BMI 22/4± 65/27 و گروه کنترل (13n=) با میانگین سنی 03/4±38/64، BMI18/2± 33/28 قرار گرفتند. هفته اول و ششم آزمون‌ قدرت بالاتنه، پایین‌تنه و میزان پروتئین GDNF به روش الایزا اندازه گرفته شد. آزمون شاپیرو-ویلک جهت طبیعی بودن توزیع داده‌ها، آزمون لوین جهت همگنی واریانس‌ها و آزمون تحلیل کوواریانس یک‌راهه (05/0&amp;amp;gt;P) جهت آزمون فرضیه‌ها با نرم‌افزار spss24 انجام شد.
یافته‌ها: نتایج تحلیل کوواریانس قدرت بالاتنه و پایین‌تنه بین دو گروه تفاوت معناداری داشت (05/0&amp;amp;gt;P). در میانگین‌های تعدیل‌شده، میزان پروتئین GDNF گروه تجربی (751/15±102/443) به‌طور معناداری بیشتر از گروه کنترل (029/17± 756/209) است (05/0&amp;amp;gt;P).
نتیجه‌گیری: شش هفته تمرین TRX بر میزان پروتئین GDNF زنان سالمند، قدرت بالاتنه و پایین‌تنه تأثیر معناداری داشت و احتمالاً می‌تواند در کاهش و یا به تأخیر انداختن سارکوپنی مؤثر باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر حاد توانمند سازی پس فعالی بر ویژگی های کینماتیکی اندام تحتانی حین ضربه سر بازیکنان فوتبال</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7727.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: یکی از راهکارهایی که ورزشکاران برای افزایش موقت نیرو و توان عضلانی می&amp;amp;shy;توانند استفاده کنند، توانمندسازی پس&amp;amp;shy;فعالی (PAP) در طول گرم&amp;amp;shy; کردن است. به هر حال اثر این پدیده بر کینماتیک حرکات ویژه مشخص نشده است. لذا، هدف از این مطالعه، تاثیر حاد PAP در طول گرم&amp;amp;shy;کردن بر ویژگی&amp;amp;shy;های کینماتیکی اندام تحتانی حین ضربه سر بازیکنان فوتبال می&amp;amp;shy;باشد.روش&amp;amp;shy;شناسی: نمونه آماری این تحقیق شامل 24 بازیکن نیمه حرفه &amp;amp;shy;ای فوتبال در رده سنی جوانان با میانگین سن11/1&amp;amp;plusmn;67/18 سال، قد12/7&amp;amp;plusmn;32/182 سانتی متر، جرم46/7&amp;amp;plusmn; 17/74 کیلوگرم بودند که چهار روش مختلف گرم&amp;amp;shy;کردن PAPتیک&amp;amp;shy;آف، PAPفرود،PAPترکیبی و گرم&amp;amp;shy;کردن عمومی، که برگرفته از مراحل ضربه سر فوتبال بود، اجرا کردند. سرعت&amp;amp;shy;های زاویه&amp;amp;shy;ای زانو و ران در طول مرحله تیک&amp;amp;shy;آف و حداکثر فلکشن زانو و مدت زمان مکث روی مفصل زانو در مرحله فرود با دستگاه آنالیز حرکتی سه بعدی (vicon peak ltd ,oxford ,UK vicon) با چهار دوربین T20 و با فرکانس 1000 هرتز ثبت شد. در نهایت از آزمون آنالیز واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بون فرونی در سطح معنی داری P&amp;amp;lt;0.05 استفاده شد.یافته&amp;amp;shy;ها: افزایش معنی داری در سرعت زاویه&amp;amp;shy;ای زانو و ران بعد از PAPترکیبی و سپس PAPتیک&amp;amp;shy;آف با دیگر برنامه&amp;amp;shy;های گرم&amp;amp;shy;کردن وجود داشت. همچنین، افزایش معنی&amp;amp;shy; دار در زاویه فلکشن زانو بعد از PAPفرود در مقایسه با دیگر برنامه&amp;amp;shy;های گرم&amp;amp;shy;کردن وجود داشت. بعلاوه، افزایش معنی&amp;amp;shy;داری در مدت زمان مکث بر روی مفصل زانو بعد از گرم&amp;amp;shy;کردن عمومی در مقایسه با دیگر برنامه&amp;amp;shy;های گرم&amp;amp;shy;کردن وجود داشت.بحث و نتیجه&amp;amp;shy;گیری:&amp;amp;shy;PAPتیک&amp;amp;shy;آف موجب بهبود عملکرد پرش و PAPفرود موجب بهبود عملکرد فرود می&amp;amp;shy;شود. ترکیب این دو روش، PAPترکیبی، نتیجه بهتری را در کل به دنبال خواهد داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر مقاومت به انسولین بر انتخاب سوبسترای مصرفی حین تمرین در زنان چاق</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7912.html</link>
      <description>زمینه و هدف: هدف از انجام پژوهش نیمه تجربی حاضر، بررسی اثر مقاومت به انسولین بر انتخاب سوبسترای مصرفی حین تمرین در زنان چاق دیابتی بود.
روش: 24 زن غیرفعال چاق به‌طور هدفمند انتخاب و در سه گروه سالم (n=8,BMI=31.03±1.18)، دیابتی غیر مقاوم به انسولین (n=8,BMI=30.91±0.78) و دیابتی مقاوم به انسولین (n=8,BMI=31.57±0.91) در تحقیق شرکت و یک آزمون فزاینده استاندارد را با بار کاری اولیه 50 وات و افزودن 20 وات به بارکاری هر 3 دقیقه تا وقوع واماندگی، انجام دادند. گازهای تنفسی در خلال آزمون جمع‌آوری شد. FATmax به‌عنوان نقطه‌ای که چربی بیش‌ترین سهم را در انرژی مصرفی تمرین دارد و نقطه تقاطع چربی و کربوهیدرات به‌عنوان نقطه‌ای که سوخت غالب از چربی به کربوهیدرات تغییر می‌کند، تعیین و اکسیژن مصرفی و ضربان قلب معادل با آن‌ها استخراج روش آنالیز واریانس یک‌راهه با هم مقایسه شدند.
نتایج: مقادیر اکسیژن مصرفی و ضربان قلب معادل با نقطه تقاطع چربی و کربوهیدرات در هر دو گروه دیابتی نسبت به گروه کنترل پایین‌تر در گروه مقاوم به انسولین نسبت به گروه غیرمقاوم به انسولین و سالم به‌طور معنی‌دار پایین‌تر بود (همه P ˂0.05). اکسیژن مصرفی معادل با نقطه FATmax گروه غیرمقاوم به انسولین و مقاوم به انسولین نسبت به گروه کنترل نیز پایین‌تر بود (همه P ˂0.05) و دو گروه دیابتی باهم تفاوتی نداشت.
نتیجه‌گیری: به‌طورکلی نتایج حاکی است که مقاومت به انسولی</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر تمرینات هوازی تداومی در بهبود سارکوپنی،تغییرات میوفیبریل‌ها و عملکرد ورزشی رت‌های سالمند مبتلا به آلزایمر</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7728.html</link>
      <description>زمینه و هدف؛ سارکوپنی یک اختلال پیشرونده و عمومی عضله اسکلتی است که شامل از دست دادن سریع توده و عملکرد عضلانی است که با افزایش پیامدهای نامطلوب همراه است، با شیوع روزافزون بیماری آلزایمرو سارکوپنیا و همچنین مشکلات دریافت درمان‌های مؤثر، کشف درمان‌های جایگزین از طریق رویکردهای جدید ضروری است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر تمرینات هوازی تداومی بر بیماری سارکوپنیا، تغییرات میوفیبریل‌ها در عضله‌ی اسکلتی و عملکرد ورزشی در رت‌‌های سالمند مبتلا به آلزایمر بود تا تاثیر فعالیت بدنی بر کاهش بیماری سارکوپنیا و تغییرات میوفیبریل‌ها در عضله اسکلتی و عملکرد ورزشی در رت‌های سالمند مبتلا به آلزایمر سنجیده شود.مواد و روش‌ها: در پژوهش حاضر،40 سر رت نژاد ویستار سالمند (11ماهه) با دامنه وزنی300 الی 350 گرم ، از مرکز انستیتو پاستور تهران تهیه و به آزمایشگاه منتقل شدند. رت‌ها به طور تصادفی در چهار گروه ده‌تایی شامل سالم کنترل، سالم تمرین، بیمار کنترل، بیمار تمرین تقسیم شدند. گروه تمرین در یک برنامه تمرینی هوازی تداومی شش هفته‌ای شرکت کردند. گروره بیمار در مدت زمان 14 روز با تزریق اسکوپولامین که به صورت داخل صفاقی انجام شد، به آلزایمر مبتلا شدند و پس از حصول اطمینان از القای آلزایمر با استفاده از تست تشخیص شیء جدید، گروه تمرین در یک برنامه تمرینی هوازی تداومی شش هفته‌ای شرکت کردند. قبل و بعد از شروع دوره تزریق و تمرین، داده‌های مربوط به اندازه‌گیری متغیرها جمع‌آوری شدند و تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار spss، قبل از تجزیه و تحلیل آماری، همه متغیرها از نظر نرمال بودن و همگنی واریانس به ترتیب با استفاده از آزمون کولموگروف اسمیرنوف و لون بررسی شدند. برای بررسی اختلافات بین گروه‌های مورد مطالعه از آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه (ANOVA) و آزمون تعقیبی توکی استفاده گردید. نتایج: براساس نتایج بعد از شش هفته تمرینات هوازی تداومی با توجه به اندازه‌گیری اجزای بافتی در عضله سولئوس و EDL رت‌های گروه سالم تحت تمرین افزایش جزئی در وسعت پارانشیم بافتی و قطر فیبرهای عضلانی را در مقایسه با گروه شاهد سالم نشان داد، لکن این تغییرات معنی‌دار نبود. کمی‌سازی وسعت اجزای بافتی در عضله سولئوس و EDL رت‌های مورد مطالعه، کاهش معنی‌دار پارانشیم عضلانی و همچنین کاهش قابل توجه میانگین قطر فیبرهای عضلانی را در گروه بیمار نسبت به گروه شاهد سالم نشان داد (01/0&amp;amp;gt;p). بروز ادم میان بافتی و توسعه بافت همبند نیز در عضله سولئوس گروه بیمار در مقایسه با گروه شاهد سالم مشاهده شد به ترتیب 001/0&amp;amp;gt;p و 01/0&amp;amp;gt;p. این تغییرات آتروفیک به طور قابل توجهی با انجام تمرین بدنی مهار شد. مساحت پارانشیم عضلانی و میانگین قطر فیبر‌های عضله سولئوس و EDL در موش‌های گروه بیمار تحت تمرین در مقایسه با موش‌های گروه بیمار به طور معنی داری افزایش بافت (05/0&amp;amp;gt;p) و میزان ادم بافتی و وجود بافت همبند کاهش معنی داری را نشان داد (به ترتیب 01/0&amp;amp;gt;p و 05/0&amp;amp;gt;p. لازم به ذکر است، انجام تمرینات در گروه بیمار هرگز نتوانست تغییرات بافتی ایجادشده در عضله سولئوس و EDL موش‌ها را تا حد طبیعی خود بهبود بخشد و از لحاظ پارامترهای مورد بررسی آسیب، همواره بین گروه بیمار تحت تمرین و شاهد سالم تفاوت معنی دار برقرار بود (05/0&amp;amp;gt;p). نتایج نشان داد که تمرینات هوازی تداومی اثرات مثبتی بر پیشرفت بیماری رت‌های سالمند مبتلا به آلزایمر دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه تأثیر تمرینات فانکشنال ثبات مرکزی، EMS و ترکیبی بر قدرت و استقامت عضلات کف لگن در بیماران مبتلا به پرولاپس رکتوم</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7913.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: بیماری پرولاپس رکتوم عارضه افتادگی دیواره داخلی مقعد است که از مهم‌ترین علل ایجاد آن ضعف عضلات کف لگن است. این پژوهش با هدف مقایسه تأثیر تمرینات فانکشنال ثبات مرکزی، EMS و ترکیبی بر قدرت و استقامت عضلات کف لگن در بیماران مبتلا به پرولاپس رکتوم انجام شد.
روش: در این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون و گروه کنترل، 48 زن مبتلا به بیماری پرولاپس رکتوم شهر اصفهان به‌صورت در دسترس انتخاب و تصادفی در 4 گروه؛ تمرین فانکشنال، تمرین EMS، تمرین ترکیبی (فانکشنال+ EMS) و کنترل تقسیم شدند. برنامه تمرین 8 هفته، هر هفته سه جلسه و هر جلسه به مدت حدود 60 دقیقه انجام شد. سنجش متغیرهای مطالعه قبل و بعد از انجام برنامه تمرینی انجام شد. جهت آزمون معناداری تفاوت‌های میانگین گروه‌ها از روش آماری تجزیه‌وتحلیل کواریانس چند متغیری و آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج مطالعه، افزایش معنادار قدرت و استقامت عضلات کف لگن را دو گروه تمرینات EMS و ترکیبی نشان داد (05/0≥P). بااین‌حال در گروه تمرینات فانکشنال، اگرچه افزایش قدرت عضلات کف لگن مشاهده شد، ولی این افزایش معنادار نبود (05/0≤P). همچنین، تغییرات ایجادشده ناشی از گروه ترکیبی بر متغیرها به‌طور معناداری بیشتر از دو گروه‌ دیگر بود (05/0≥P).
نتیجه‌گیری: این نتایج نشان‌دهنده ﺗﺄﺛﻴﺮ تحریک الکتریکی همراه با تمرین فانکشنال ﺑﺮ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺍﺳﺘﻘﺎﻣﺖ ﻭ ﻗﺪﺭﺕ ﻋﻀﻼت کف لگن است. ازاین‌رو، پیشنهاد می‌شود، مراکز ورز</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر طول عمر سه نوع زیره پوتین عملیاتی بر نیروی عکس العمل زمین در طی دویدن</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7729.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: دویدن یکی از فعالیت&amp;amp;shy;های مهم برای نظامیان می&amp;amp;shy;باشد که پوتین&amp;amp;shy;ها نقش موثر در این فعالیت دارند. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر طول عمر سه نوع زیره پوتین عملیاتی بر نیروی عکس العمل زمین در طی دویدن بود.روش&amp;amp;shy;شناسی: پژوهش حاضر از نوع کارآزمایی بالینی بود. 15 دانشجوی پسر سالم (20-25 سال) از سه نوع زیره پوتین متفاوت استفاده شده و جدید استفاده کردند. با استفاده از صفحه نیرو برتک با ابعاد (60&amp;amp;times;40 سانتی&amp;amp;shy;متر مربع) نیروهای عکس&amp;amp;shy;العمل زمین در جهت&amp;amp;shy;های عمودی، قدامی-خلفی و داخلی-خارجی هنگام دویدن اندازه&amp;amp;shy;گیری شد. جهت تحلیل&amp;amp;shy;های آماری از آنالیز واریانس دوسویه در سطح معنی&amp;amp;shy;داری 05/0 استفاده شد. یافته&amp;amp;shy;ها: نتایج نشان داد اثر عامل طول عمر در نیروی داخلی -خارجی مرحلۀ تماس پاشنه (001/0=P؛ 407/0=d)، نیروی داخلی -خارجی مرحلۀ هل دادن (001/0=P؛ 674/0=d)، زمان رسیدن به اوج محور داخلی &amp;amp;ndash; خارجی مرحله هل دادن (001/0=P؛ 394/0=d) و زمان رسیدن به اوج محور قدامی &amp;amp;ndash; خلفی مرحله هل دادن (031/0=P؛ 226/0=d) از نظر آماری معنادار بود. علاوه بر این نتایج نشان داد اثر عامل گروه در نیروی عمودی عکس العمل زمین (027/0=P؛ 163/0=d) و زمان رسیدن به اوج محور قدامی &amp;amp;ndash; خلفی در مرحله تماس پاشنه پا (035/0=P؛ 150/0=d) تفاوت معناداری داشت. اثر تعاملی زمان و گروه در نیروی عمودی عکس العمل زمین در مرحله تماس پاشنه پا (001/0=P؛ 404/0=d) و نیروی داخلی-خارجی در مرحلۀ هل دادن (014/0=P؛ 272/0=d) دارای اختلاف معناداری بود.بحث و نتیجه&amp;amp;shy;گیری نهایی: نتایج پژوهش نشان داد در پوتین&amp;amp;shy;های نظامی استفاده شده نیروی عمودی عکس العمل زمین، نیروی داخلی-خارجی در مرحلۀ تماس پاشنه، زمان رسیدن به اوج نیروی داخلی-خارجی عکس العمل&amp;amp;shy;زمین بطور معناداری بالا بوده است به طوری که افزایش این مقدار می&amp;amp;shy;تواند با آسیب&amp;amp;shy;های شکستگی ناشی از فشار و درد کشککی رانی مرتبط باشد. همچنین نتایج این مطالعه نشان می&amp;amp;shy;دهد که نوع پوتین مورد استفاده می&amp;amp;shy;تواند در پیشگیری از آسیب&amp;amp;shy;های اندام تحتانی موثر باشد از طرف دیگر استفاده از پوتین عملیاتی جدید برای نظامیان پیشنهاد می&amp;amp;shy;گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه اثر و ماندگاری تمرینات اصلاحی، بازآموزی پوسچر و ترکیبی بر ثبات مرکزی افراد مبتلا به لوردوز افزایش یافته کمری</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7914.html</link>
      <description>هدف: هدف مطالعه حاضر مقایسه اثر و ماندگاری هشت هفته تمرینات اصلاحی، بازآموزی پوسچر و ترکیبی در میزان ثبات مرکزی زنان جوان مبتلا به لوردوز کمری افزایش یافته است.
روش‌ها: 55 دانشجوی زن مبتلا به لوردوز افزایش یافته کمری به‌صورت تصادفی در قالب چهار گروه (تمرین، بازآموزی پوسچر، ترکیبی و کنترل) تقسیم شدند.. درجه لوردوز هر فرد توسط خط کش منعطف و استقامت عضلات مرکزی توسط آزمون‌های مک گیل قبل و بعد از انجام هشت هفته مداخله و سپس بعد از هشت هفته در پی گیری اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: نتایج آزمون آنالیز واریانس تکرارشونده حاکی از تفاوت معنی‌دار در پیش‌آزمون و پس‌آزمون، گروه‌های تحقیق بود. نتایج نشان داد که پیش‌آزمون و پس‌آزمون گروه تمرین در مقایسه با گروه بازآموزی و کنترل در میزان ثبات مرکزی دارای اختلاف معنی‌دار بوده است (p&amp;amp;lt;0.05). از لحاظ ماندگاری نیز نتایج نشان داد که تفاوت گروه تمرین و ترکیبی با کنترل در میزان ثبات مرکزی معنی‌دار بوده است (p&amp;amp;lt;0.05).
نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد استفاده از کلیه برنامه‌های تمرینات اصلاحی، بازآموزی پوسچر و ترکیبی احتمالاً در بهبود ثبات مرکزی در زنان جوان مبتلا به لوردوز افزایش یافته کمری مؤثر بوده اما تأثیر برنامه ترکیبی بیش از سایر مداخلات بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه‌ی ویژگی‌های اصلی آنتروپومتریکی، بیومکانیکی، فیزیولوژیکی و روانی والیبالیست‌های پسر تیم ملی نوجوانان و جوانان</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7730.html</link>
      <description>زمینه و هدف: تعیین توانایی و مهارتهای خاص در ورزش والیبال، به کمیت ویژگیهای آنتروپومتریکی، فیزیولوژیکی، بیومکانیکی و روانی بازیکنان این رشته بستگی دارد و برای بهبود اجرای مهارت های ورزشی در آن ها حیاتی می باشد. از آنجا که با مقایسه این فاکتورهای مهم در گروه نوجوانان با جوانان، می‌توان نوجوانان را در جهت راه یابی و پرورش به سمت عوامل موفقیت در جوانی و بزرگسالی سوق داد، هدف از تحقیق حاضر، مقایسه ویژگی‌های اصلی بازیکنان نخبه نوجوان وجوان پسر در ورزش والیبال بود.روش بررسی: 30 نفراز اعضای پسر تیم ملی والیبال جوانان و نوجوانان جمهوری اسلامی ایران (۱۵ جوان و ۱۵ نوجوان) از جهت ویژگی‌های اصلی آنتروپومتریکی، بیومکانیکی، فیزیولوژیکی و روانی با هدف ارزیابی و تعیین اجزای اصلی و مقایسه آن ها، مورد بررسی قرار گرفتند. به منظور تعیین مولفه‌های اجزای اصلی شاخص‌های ارزیابی شده، ابتدا از روش آماری PCA و سپس از روش آماری تی مستقل جهت مقایسه دو گروه استفاده گردید (۰۵/۰&amp;amp;pound; P).یافته ها: از میان شاخص های اصلی ویژگی های آنتروپومتریکی، بیومکانیکی، فیزیولوژیکی و روانی، تنها در شاخص فیزیولوژیکی ضربان قلب بیشینه، اختلاف معنی داری بین دو گروه دیده شد (۰۵/۰&amp;amp;ge;p).نتیجه گیری: به نظر می رسد تفاوتهای اصلی والیبالیست ها در این دو رده سنی، بیشتر به تجربه در بازی و تسلط در اجرای مهارتهای مختلف و تکنیک آن مرتبط است و میتوان تمامی این ویژگی‌های اصلی را در مسیر و فرآیند استعدادیابی این گروه جوانان و نوجوانان مد نظر قرار داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه تأثیرات دو نوع تمرینات مقاومتی بر نیروی عمودی و ایمپالس ناشی از ضربه مورب در مهارت اسپک والیبالیست‌های دختر</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7915.html</link>
      <description>مقدمه­ و اهداف: بازیکنان والیبال با اعمال نیرو در سرعت زمانی کوتاه ضربات مورب‌تری را بر روی توپ انتقال می­دهند تا با سرعت در زمین فرود آید. هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثرات دو نوع تمرینات مقاومتی با دستگاه‌های بدن‌سازی سیم‌کش و هالتر بر نیروی عمودی و ایمپالس ناشی از ضربه مورب در مهارت اسپک در والیبالیست­های دختر است.
مواد و روش: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل 45 نفر دختر والیبالیست دانشگاه محقق اردبیلی بود. نمونه آماری در سه گروه 15 نفره در گروه‌های مداخله تمرین قدرتی 1 با ابزار تمرینی هالتر، دمبل، مدیسن و گروه 2 مداخله تمرین قدرتی با دستگاه‌های بدن‌سازی سیم‌کش و گروه سوم در قالب گروه کنترل مشخص شدند. از صفحه نیروی نیرو سنجی برای ثبت نیروهای عکس‌العمل زمین استفاده شد. میز جهت تنظیم ارتفاع برای ضربه‌های مورب، نخ نامریی و توپ والیبال برای ضربه دست­ برتر بازیکنان استفاده شد.
 یافته­‌ها: تأثیرات نیروی حاصله از ضربه مورب بر توپ در راستای نیروی عمودی عکس‌العمل زمین در گروه‌ها 1 معنادار بود (008/0 &amp;amp;lt; p) و در گروه 2 معنادار نبود (133/0p&amp;amp;lt; ). اثر عامل زمان ایمپالس در گروه تمرین قدرتی در مؤلفه‌ی عمودی نیروی عکس‌العمل زمین در گروه 1 (030/0&amp;amp;lt; p) و در گروه 2 (023/0&amp;amp;lt; p) معنادار بود.
 نتیجه‌­گیری: به نظر می­رسد تمرینات ترکیبی قدرتی هالتر و مدیسین بال سبب افزایش نیرو در ضربات مورب و تولید نیروی بیشینه عمودی طی زمان کوتاه‌تری به توپ در ضربه مورب اسپک والیبالیست­ها می­شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر انواع پوشش پا بر سفتی مکانیکی (سفتی عمودی، سفتی اندام و سفت پیچشی مفصل‌های اندام تحتانی) حین دویدن: مروری نظام‌مند</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7731.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: این مطالعه بر روی تحقیقاتی تمرکز دارد که به بررسی اثر انواع پوشش پا بر سفتی مکانیکی حین دویدن می‌پردازند.روش&amp;amp;shy;شناسی: جستجوی مقالات به زبان لاتین بین سال‌های 2000 تا 2024 (تا ماه می) در پایگاه&amp;amp;shy;های تخصصی Scopus ، Web Of Science، PubMed، Springer و موتور جستجوی Google Scholar صورت پذیرفت. معیار ورود شامل مواردی از قبیل تعداد شرکت‌کنندگان بیشتر از یک نفر و در دسترس بودن متن کامل مقالات بود. معیار خروج شامل مطالعاتی می شد که شرکت کنندگان آنها زیر 18 سال باشند. مطالعات مروری، همچنین مطالعاتی که روی فعالیتی غیر از دویدن مطالعه کرده بودند، از مرور کنار گذاشته شدند. یافته‌ها: 586 مقاله مرتبط انتخاب شدند. پس از بررسی مقالات، تعداد 17 مقاله انتخاب گردیدند. سفتی عمودی و سفتی اندام در شرایط پابرهنه به طور قابل توجهی بیشتر از کفش رایج است. مقدار سفتی پیچشی مفصل مچ پا و ران در شرایط کفش رایج بیشتر از شرایط پابرهنه و کفش حداقلی گزارش گردید. در مقابل، میزان سفتی پیچشی مفصل زانو در شرایط کفش رایج کمتر از شرایط پابرهنه و کفش حداقلی بود.نتیجه‌گیری: این یافته‌ها بینش بیشتری در مورد آمادگی دوندگان به مکانیسم‌های مختلف آسیب به عنوان تابعی از کفش ارائه می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه کارآزمایی بالینی تأثیر ثبات مرکزی معلق بر تعادل، پایداری مرکزی و درد زنان مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7916.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: پایداری ناحیه مرکزی برای پیشگیری و بهبود کمردرد ضروری است؛ بنابراین هدف از این مطالعه بررسی تأثیر تمرینات ثبات مرکزی معلق بر تعادل ایستا و پویا، پایداری مرکزی و درد زنان مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی است.
روش بررسی: 21 زن مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی به‌طور تصادفی در گروه­های تجربی (11 نفر، سن: 2/8±1/35) و شاهد (10 نفر، سن: 6/7±9/32) قرار گرفتند. تعادل ایستا و پویا، پایداری مرکزی، درد به ترتیب با استفاده از آزمون­های معتبر پایداری ناحیه مرکزی، شاخص اندازه­گیری میزان درد و دستگاه تعادل‌­سنج بایودکس اندازه‌­گیری شد. از آزمون آماری تحلیل واریانس ترکیبی جهت آنالیز داده‌­ها استفاده گردید.
یافته‌­ها: بر اساس یافته­‌های مطالعه، در گروه تجربی برخلاف گروه شاهد، تفاوت معنی­داری در متغیرهای تعادل ایستا و پویا، پایداری مرکزی، درد از پیش­‌آزمون به پس­آزمون وجود داشت؛ همچنین این تفاوت بین گروه تجربی و شاهد نیز مشاهده گردید (05/0≥P).
نتیجه‌­گیری: مطابق نتایج حاصل، تمرینات ثبات مرکزی تی­آر ایکس ممکن است منجر به بهبود هم‌زمان پایداری مرکزی، تعادل ایستا و پویا و کاهش درد زنان مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی شود. دلیل آن می­‌تواند خاصیت بی­ثباتی این تمرینات و افزایش فعال‌سازی عضلات ناحیه مرکزی بدن هم‌زمان با تغییر وضعیت بدن و اجرای حرکات اندام فوقانی و تحتانی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر پروپولیس بر نشانگرهای فشار اکسایشی در موش‌های ماده تحت تمرین مقاومتی و مصرف تستوسترون انانتات</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7732.html</link>
      <description>تستوسترون انانتات باعث افزایش رشد عضلانی و عملکرد ورزشی می‌شود اما با فشار اکسایشی و آسیب بافت‌ها همراه است. این مطالعه تاثیر پروپولیس بر نشانگرهای فشار اکسایشی ناشی از تستوسترون انانتات در بافت کلیه موش‌های صحرایی ماده ویستار تحت تمرین مقاومتی را بررسی کرد. 22 موش‌صحرایی ماده با سن ۸ هفته و وزن 208.22&amp;amp;plusmn;14.17 گرم به سه گروه تقسیم شدند: 1) تمرین مقاومتی+دارونما (n=6)، 2) تمرین مقاومتی+تستوسترون انانتات (n=8)، 3) تمرین مقاومتی+تستوسترون انانتات+پروپولیس (n=8). موش‌ها تحت پروتکل تمرین مقاومتی 8 هفته‌ای (پنج روز در هفته) قرار گرفتند. تستوسترون انانتات با دوز 20 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن تزریق و پروپولیس با دوز 400 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن گاواژ شد (سه بار در هفته). سطوح سوپراکسید دیسموتاز (SOD)، گلوتاتیون پراکسیداز (GPX) و مالون دی آلدئید (MDA) با اسپکتروفتومتری اندازه‌گیری شدند. تحلیل واریانس یکراهه و آزمون بونفرونی برای مقایسه گروه‌ها استفاده شد. نتایج نشان داد که تستوسترون انانتات باعث کاهش GPX و SOD و افزایش MDA می‌شود. پروپولیس منجر به کاهش نسبی این نشانگرهای فشار اکسایشی شد و اثرات آنتی‌اکسیدانی آن را نشان داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر 8 هفته ماساژ یو می هو تراپی بر زاویه سر به جلو و کایفوز دانش‌آموزان پسر 13 الی 17 ساله</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7917.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: سندروم متقاطع فوقانی به بروز تغییرات گسترده‌ای مانند سر به جلو افزایش لوردوز گردنی، کایفوز پشتی، شانه، گرد، منجر می‌شود. اصلاح ناهنجاری اسکلتی عضلانی و ارائه فعالیت‌ها و حرکات مناسب جهت رفع این‌گونه ناتوانی‌ها و ناکارآمدی‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. لذا هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر ماساژ درمانی بر سندروم متقاطع فوقانی دانش‌آموزان پسر است.
روش‌شناسی: در این تحقیق تعداد 30 دانش‌آموز مبتلا به سندروم متقاطع فوقانی در قالب 2 گروه (گروه ماساژ (15 نفر)- گروه کنترل (15 نفر)) تقسیم شدند. میزان سر به جلو با دوربین عکس‌برداری و کایفوز پشتی با روش خط کش منعطف ارزیابی شد و سپس به مدت 8 هفته ماساژ یومی هو تراپی جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌های این پژوهش از نرم‌افزار SPSS نسخه 24 استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره و تک متغیره نشان داد بین دو گروه ماساژتراپی و گروه کنترل، در متغیرهای سر به جلو (001/0&amp;amp;gt;p) و کایفوز (001/0&amp;amp;gt;p) تفاوت معنادار وجود دارد.
نتیجه‌گیری نهایی: نتایج پژوهش حاضر نشان داد ماساژ یو می هو تراپی روش مؤثر در بهبود سندروم متقاطع فوقانی و به‌ویژه روی ناهنجاری‌های سر به جلو و کایفوز می‌باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر تمرینات کششی و پیلاتس بر درد، ناتوانی، فعالیت الکتریکی عضلات مرکزی زنان دارای کمردرد</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7733.html</link>
      <description>کمردرد مسئله مهمی است و هدف از تحقیق مقایسه 8 هفته تمرین کششی و ترکیبی با پیلاتس بر درد، ناتوانی و فعالیت الکتریکی عضلات مرکزی منتخب در زنان دارای کمردرد مزمن غیراختصاصی است. تحقیق حاضر از نوع کارآزمایی بالینی نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل می باشد. 30 زن 20-35 ساله دارای کمردرد انتخاب و بصورت تصادفی در سه گروه 10 نفره قرار گرفتند. میزان درد با پرسشنامه ارزیابی دیداری درد، ناتوانی با پرسشنامه ناتوانی رولند و موریس و فعالیت الکتریکی عضلات منتخب با دستگاه الکترومایوگرافی ارزیابی گردیدند؛ گروه های تجربی تمرینات ویژه خود را به مدت 8 هفته انجام دادند، گروه کنترل طی این مدت به فعالیت روزمره قبلی خود پرداختند. هردو پروتکل بر کاهش درد، ناتوانی و افزایش فعالیت الکتریکی عضلانی موثر بود. گروه های مداخله در پس آزمون با گروه کنترل تفاوت معناداری دارد، این تفاوت بین دو گروه مداخله معنادار نبود. نتایج نشان دهنده اثر بیشتر تمرین ترکیبی نسبت به تمرین کششی به تنهایی بود. براساس نتایج، تمرینات کششی و ترکیبی در کاهش درد، ناتوانی و افزایش فعالیت الکتریکی عضلات مرکزی در افراد دارای کمردرد مزمن غیراختصاصی موثر است. پیشنهاد می شود برای بهبود کمردرد مزمن غیراختصاصی از این تمرینات استفاده شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر مداخلات بازخوردی بر مکانیک اندام تحتانی و عملکرد در افراد با نقص کنترل حرکتی در حرکات پرش-فرود: مطالعه مروری نظام‌مند</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7918.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: نقص‌های کنترل حرکتی مانند ولگوس پویا‌ی زانو و غلبه عضله چهار سر ران از مهم‌ترین عوامل قابل تعدیل در بروز آسیب‌های اندام تحتانی محسوب می‌شوند. به‌کارگیری بازخورد به‌عنوان یک مداخله آموزشی برای اصلاح الگوهای پرخطر حرکتی پیشنهادشده است. هدف مطالعه حاضر، بررسی اثر مداخلات بازخوردی بر مکانیک اندام تحتانی و عملکرد، هنگام انجام حرکات پرش فرود بود.
روش: جستجوی نظام‌مند در پایگاه‌های بین‌المللی PubMed، Scopus، ScienceDirect، Google Scholar و پایگاه‌های داخلی مگیران و ایرانداک طی سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳ انجام شد. مطالعاتی وارد شدند که اثر هر نوع بازخورد را بر افراد سالم دارای نقص کنترل حرکتی اندام تحتانی بررسی کرده بودند. از میان ۵۴۰ مقاله اولیه، در نهایت ۲۰ مطالعه پس از غربالگری و بررسی متن کامل وارد مرور شدند.
یافته‌ها: بیشتر مطالعات گزارش کردند که بازخورد به‌ویژه از نوع بیرونی یا زمان واقعی موجب افزایش زاویه فلکشن مفصل ران و زانو در صفحه ساژیتال در حین پرش فرود شد. نتایج مربوط به صفحه فرونتال متناقض بود؛ برخی کاهش معنی‌دار ولگوس زانو را گزارش کردند و برخی تغییری مشاهده نکردند. بااین‌حال، تعداد کمی از مطالعات شاخص‌های عملکردی را بررسی کرده بودند و نتایج در این زمینه ناسازگار بود.
نتیجه‌گیری: مداخلات بازخوردی در بهبود عوامل بیومکانیکی مرتبط با پیشگیری از آسیب اندام تحتانی مؤثر هستند، اما شواهد مربوط به تأثیر آن‌ها بر عملکرد ورزشی قطعی نیست. انجام مطالعات بیشتر با تمرکز بر ماندگاری اثر و پیامدهای عملکردی ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر دهان شویه محلول کربوهیدراتی بر عملکرد جسمانی فوتبالیست‌های تمرین کرده</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7734.html</link>
      <description>هدف: از روش‌هایی که به منظور بهبود عملکرد ورزشی استفاده می‌شود، استفاده از غرغره کردن محلول کربوهیدراتی است. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر دهان شویه محلول کربوهیدراتی بر عملکرد اختصاصی فوتبالیست&amp;amp;shy;های تمرین کرده می&amp;amp;shy;باشد.روش شناسی: 18 بازیکن فوتبال حرفه&amp;amp;shy;ای (2 &amp;amp;plusmn; 22 سال) در حالت ناشتا پس از هشت ساعت خواب شبانه به صورت متقاطع تصادفی در دو گروه دهان شویه کربوهیدرات و دارونما قرار گرفتند. در طول دو جلسه آزمون اصلی، به ورزشکاران یک نوشیدنی کربوهیدراتی یا یک نوشیدنی بدون کالری (دارونما) با رنگ و طعم همسان برای شستشو در دهان در یک طرح متقاطع تصادفی دوسوکور ارائه شد. از بازیکنان خواسته شد تا محلول را به مدت 10-15 ثانیه در دهان خود غرغره و سپس آن را به داخل لیوان پلاستیکی برگردانند. عملکرد دوی سرعت، حداکثر پرش ارتفاع و آزمون آمادگی متناوب 15-30 ثانیه (30-15 IFT) از آزمودنی&amp;amp;shy;ها گرفته شد. یافته&amp;amp;shy;ها: دهان شویه کربوهیدراتی باعث افزایش مسافت دویدن در آزمون 30-15 IFT گردید. در حالی که هیچ تفاوت معنی&amp;amp;shy;داری بین دو گروه در عملکرد آزمون سرعت 30 متر و حداکثر پرش عمودی مشاهده نشد.نتیجه&amp;amp;shy;گیری: از اینرو، به آن دسته از بازیکنان فوتبال که قادر به نوشیدن محلول کربوهیدراتی نیستند به دلیل ناراحتی&amp;amp;shy;های گوارشی، توصیه می&amp;amp;shy;شود برای ارتقای عملکرد خود در جریان بازی از روش غرغره کردن کربوهیدرات استفاده نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه اثر تمرینات عصبی عضلانی با و بدون نظارت بر ثبات مرکزی، حس عمقی و درد زنان مبتلا به کمر درد مزمن غیر اختصاصی</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7735.html</link>
      <description> مقدمه و هدف: هدف از این تحقیق، تأثیر 8 هفته تمرینات عصبی عضلانی بر ثبات مرکزی، حس عمقی و میزان درد زنان‌خانه دار مبتلا به کمر درد مزمن غیر اختصاصی می‌باشد.روش شناسی: 30 نفر از زنان خانه‌دار مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی (60-30 سال)، به‌صورت هدفمند انتخاب و به‌طور تصادفی در سه گروه، تجربی 1 با سن (4/10&amp;amp;plusmn;46)، قد (8/7&amp;amp;plusmn;154/7) و وزن (6/2&amp;amp;plusmn;74/8)، تجربی 2: سن (9/1&amp;amp;plusmn;40/7)، قد (5/9&amp;amp;plusmn;161/9) و وزن (7/5&amp;amp;plusmn;65/3) و کنترل با سن (10/3&amp;amp;plusmn;46/4)، قد (8/7&amp;amp;plusmn;155/1) و وزن (10&amp;amp;plusmn;69/4) قرار گرفتند. برای ارزیابی درد و حس عمقی تنه و ثبات مرکزی، مقیاس دیداری (VAS)، گونیامتر، آزمون مک گیل و بیرینگ سورنسن استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون‌های تحلیل واریانس، استفاده شد.نتایج: نتایج نشان داد درد در دو گروه تجربی 1 و گروه تجربی 2 نسبت به گروه کنترل به‌طور معنی‌دار کاهش یافت(P&amp;amp;le;0.05)، و همچنین حس عمقی و ثبات مرکزی در هر دو گروه تجربی نسبت به گروه کنترل به‌طور معنی‌داری افزایش یافت(P&amp;amp;le;0.05).بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق، پیشنهاد می‌شود این تمرینات به دلیل صرف حداقل هزینه، زمان و مکان، مورد توجه و اجرای افراد مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی مورد توجه قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر مصرف حاد مکمل گلوتامین همراه با فعالیت ورزشی تناوبی بر پاسخ Hsp70 و لاکتات خون بازیکنان فوتبال باشگاهی</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7736.html</link>
      <description>سابقه و هدف : مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر مصرف حاد مکمل گلوتامین همراه با فعالیت ورزشی تناوبی بر پاسخ Hsp70 و لاکتات خون بازیکنان فوتبال باشگاهی انجام گرفت. مواد و روش‌ها : 32 بازیکن تیم راه آهن تهران انتخاب و به صورت تصادفی به چهار گروه کنترل، مکمل، مکمل- فعالیت&amp;amp;shy; ورزشی و فعالیت&amp;amp;shy; ورزشی تقسیم شدند. آزمودنی&amp;amp;shy;ها قبل از انجام مطالعه در تمرینات روزانه شرکت داشتند و فقط دو گروه مکمل- فعالیت &amp;amp;shy;ورزشی و فعالیت &amp;amp;shy;ورزشی، پروتکل تناوبی را انجام دادند. نمونه&amp;amp;shy;&amp;amp;shy; خون پایه، پیش&amp;amp;shy;آزمون، پس&amp;amp;shy;آزمون و 90 دقیقه پس از آزمون گرفته شد. مکمل و دارونما به مقدار g/kgBW5/0 و حجم  ml/kgBW5 یک ساعت قبل از پروتکل تناوبی مصرف شد. پروتکل تناوبی شامل 3 مرحله دویدن 20 دقیقه&amp;amp;shy;ای با شدت 80% حداکثر ضربان قلب بیشینه و استراحت&amp;amp;shy; 5 دقیقه&amp;amp;shy;ای پیاده&amp;amp;shy; روی بین مراحل بود. مقادیر HSP72 و لاکتات خون به ترتیب با استفاده از روش الایزا و آنزیماتیک سنجیده شد. داده&amp;amp;shy;ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه&amp;amp;shy;های تکراری و عامل بین گروهی در سطح 05/0 P&amp;amp;le;تحلیل شد. یافته‌ها : مکمل گلوتامین به تنهایی و همراه با ورزش محرک پاسخ HSP72 بوده و ترکیب مکمل- فعالیت &amp;amp;shy;ورزشی منجر به پاسخ بزرگتری از HSP72 می&amp;amp;shy;شود و در این پاسخ تغییرات لاکتات نقشی نداشته است. نتیجه‌گیری : به نظر می&amp;amp;shy;رسد که مصرف مکمل گلوتامین در طولانی مدت سازگاری&amp;amp;shy;های بیشتری را ایجاد کند که البته باید مورد مطالعه قرار بگیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ثبات، عملکرد و کیفیت عملکرد کمربند شانه‌ای کراسفیت‌کاران با و بدون عدم تقارن کتف</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7737.html</link>
      <description>چکیدهمقدمه: کتف از اجزای کلیدی کمربند شانه‌ای محسوب میشود که اجازه&amp;amp;shy;ی حرکت، عملکرد و انتقال نیرو از بازو&amp;amp;shy;ها به تنه را فراهم میکند. عدم تقارن کتف از اختلالات در موقعیت قرارگیری کتف است که میتواند بر کیفیت عملکرد اندام فوقانی تاثیر گذار باشد. این اختلال شایع، در ورزشکاران مشاهده میشود. هدف از انجام مطالعه&amp;amp;shy;ی حاضر بررسی تعادل، کیفیت عملکرد و فعالیت کمربند شانه‌ای کراسفیت&amp;amp;shy;کاران با و بدون عدم تقارن کتف است تا میزان تاثیرگذاری عدم تقارن کتف در این گروه از ورزشکاران با توجه به تست های عملکردی مشخص شود.روش پژوهش: 60 کراسفیت کار مرد مورد مطالعه قرار گرفتند که از این تعداد 16 نفر در گروه عدم تقارن کتف و 22 نفر گروه بدون عدم تقارن قرار گرفتند و سایرین از مطالعه حذف شدند (به دلیل نداشتن معیار&amp;amp;shy;های ورود). رده&amp;amp;shy;ی سنی 20 تا 30 سال و حداقل سابقه&amp;amp;shy;ی ورزش کراسفیت 1 سال بود. گروه بدون تقارن کتف توسط پرسش&amp;amp;shy;نامه&amp;amp;shy;های نرودیک، پرسش&amp;amp;shy;نامه&amp;amp;shy;ی بررسی کیفیت عملکرد دست و شانه و بازو، تست دیویس، تست لغزش جانبی استخوان کتف ، تست تعادل Y مورد بررسی قرار گرفتند. مطالعه از نوع کاربردی و از آزمون&amp;amp;shy;های آماری مورد استفاده شاپیروویلک و من ویتنی یو با سطح معنی داری (p&amp;amp;lt;0/05)  بود. یافته: نتایج تست شاپیروویلک توزیع غیر طبیعی داده&amp;amp;shy;ها را نشان داد (000/0). در ادامه آزمون آماری من ویتنی یو برای تست تعادل Y چپ) 416/0 (p= ، راست (404/0 (p= ، دیویس ) 341/0 (p=، دش (651/0 (p= نتایج معنی داری نشان نداد.نتیجه گیری: مطالعه&amp;amp;shy;ی حاضر نشان داد که با وجودعدم تقارن کتف در آزمودنی&amp;amp;shy;ها تفاوتی در کیفیت عملکرد و کیفیت فعالیت و تعادل نسبت به گروه کنترل یافت نشد. بنابراین به نظر میرسد که با وجود عوارض ناشی از عدم تقارن کتف، تمرینات ورزشی همچون کراسفیت احتمالا میتواند اثر عوارض را کاهش دهد و یا از آن جلوگیری بعمل آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر روش بازآموزی راه رفتن بر درد و نیروی عکس العمل زمین در دوندگان دارای سندرم درد کشککی_رانی</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7738.html</link>
      <description>اصلاح الگوی حرکت بوسیله بازآموزی راه رفتن روشی مناسب در پیشگیری و درمان درد کشککی رانی می&amp;amp;shy;باشد که جهت ثبات مفصل زانو ارائه می&amp;amp;shy;شود. هدف از انجام این پژوهش، تاثیر رویکرد بازآموزی راه رفتن بوسیله بازخورد کلامی بر درد و اوج نیروی عکس&amp;amp;shy;العمل زمین در دوندگان دارای درد کشککی رانی بود. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش مطالعه نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون_پس‌آزمون بود. نمونه آماری این پژوهش را 20 دونده دارای سندرم درد کشککی رانی که توسط پزشک فیزیوتراپ با استفاده از تست کلارک شناسایی شده بودند تشکیل دادند و بصورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایشی قرار گرفتند. گروه آزمایش هشت هفته و در هفته سه جلسه دویدن را به همراه پروتکل بازآموزی راه رفتن بوسیله بازخورد کلامی از سوی محقق اجرا کردند درحالیکه گروه کنترل بدون دریافت هیچ&amp;amp;shy;گونه مداخله&amp;amp;shy;ای به تمرین خود ادامه دادند. متغیرهای مورد مطالعه در این پژوهش عامل درد و اوج نیروی عمودی عکس&amp;amp;shy;العمل زمین بود که به ترتیب با استفاده از مقیاس آنالوگ بصری و نیروسنج برتک با فرکانس نمونه برداری 1000 هرتز در هر دو مرحله پیش و پس آزمون ثبت شد. نتایج آزمون ترکیبی تحلیل واریانس با اندازه&amp;amp;shy;گیری مکرر نشان داد که، اثر تعاملی زمان بر گروه معنی&amp;amp;shy;دار بوده و پروتکل بازآموزی راه رفتن بوسیله بازخورد کلامی منجر به کاهش درد (000/0=P) و اوج نیروی عمودی عکس&amp;amp;shy;العمل زمین در گروه آزمایشی شد (003/0=P). وجود تفاوت در متغیرهای درد و اوج نیروی عکس‌العمل زمین حین دویدن، مؤید نیاز به استفاده از استراتژی‌های متفاوت در تمرین ورزشکاران می‌باشد. لذا، پیشنهاد می&amp;amp;shy;شود مربیان برای اصلاح الگوی حرکت حین دویدن، در تمرینات بازتوانی و تخصصی، نگاه ویژه&amp;amp;shy;ای بر رویکرد بازآموزی راه رفتن به وسیله بازخورد کلامی داشته باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ارتباط پلی مورفیسم های ACTN3 rs1815739 و COL5A1 rs12722 با عملکرد توانی به دنبال تمرینات پلایومتریک</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7739.html</link>
      <description>مقدمه: تحقیقات گذشته نشان‌داده که پلی‌مورفیسم‌های ACTN3 rs1815739 و COL5A1 rs12722 ممکن‌‌است بر عملکرد توانی اثرگذار باشند. هدف‌‌ از تحقیق حاضر بررسی ارتباط میان پلی‌مورفیسم‌های ACTN3  و COL5A1 با سطح پایه عملکرد توانی و تاثیر آن بر سازگاری به‌دنبال تمرین پلایومتریک بود.روش‌‌شناسی: آزمودنی‌های تحقیق را 38 پسر با میانگین سن 53/0 &amp;amp;plusmn; 3/10 تشکیل می‌دادند. از آزمون‌های پرش‌عمودی (CMJ) و پرش‌افقی (SBJ) برای ارزیابی توان‌عضلانی پایین‌تنه استفاده گردید. پروتکل تمرین پلایومتریک به‌مدت 6 هفته بود. DNA ژنومیک از بزاق استخراج و تعیین‌‌ژنوتیپ به‌‌شیوه PCR-RFLP صورت‌ گرفت. برپایه آنالیز ژنتیکی، افراد در پلی‌مورفیسم ACTN3 به‌ این گروه‌هاRX (n=20), RR (n=13) و XX (n=5) و در پلی‌مورفیسم COL5A1 به این گروه‌ها تقسیم شدند: CT (n=19), CC (n=8) و TT (n=11). برای انجام آنالیزهای آماری از آزمون ANCOVA استفاده شد.نتایج: نتایج نشان‌داد که تمرین پلایومتریک باعث افزایش معنی‌دار در آزمون‌های CMJ و SBJ شده‌بود (p&amp;amp;lt;0.05). با‌ این‌حال زمانی‌که میانگین عملکرد پایه و سازگاری به‌تمرین پلایومتریک با‌توجه به‌ ژنوتیپ‌های ACTN3 و COL5A1 با‌ یکدیگر مورد مقایسه قرار گرفت تفاوت معنی‌داری مشاهده‌ نشد (p&amp;amp;gt;0.05).بحث و نتیجه‌گیری: تمرین پلایومتریک برای افزایش توان در کودکان موثر است اما این تفاوت‌ها احتمالا از ژنوتیپ‌های ACTN3 و COL5A1 تاثیر نمی‌پذیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روشهای پیشگیری و بهبود آسیب های ورزشی با استفاده از ساختارهای مبتنی بر منسوج هوشمند گرمازا</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7740.html</link>
      <description>آسیب‌های ورزشی به دلایل متعددی از جمله درک ماهیت و انواع آنها، شناسایی عوامل خطر، تعیین اثربخشی تجهیزات در این زمینه و بررسی تفاوت‌های فردی در آسیب‌ها، حائز اهمیت است. این آسیب‌ها، از رگ به رگ شدن و کشیدگی عضله تا شکستگی استخوان، در بین ورزشکاران رایج است و می‌تواند به طور قابل توجهی بر عملکرد آنها تأثیرگذار باشد. یکی از روش‌های پیشگیری از بروز انواع آسیب‌ها استفاده از منسوجات هوشمند و فناوری‌های پوشیدنی می‌باشد. عنوان منسوجات هوشمند به ساختارهای مبتنی بر منسوج اطلاق می‌شود که قابلیت حس کردن و یا واکنش نشان دادن به محرک‌های مختلف از جمله متغیرهای فیزیولوژی بدن را دارند. اینگونه منسوجات نقش بسیار قابل توجهی در نظارت بر عملکرد ورزشکاران رشته‌های مختلف و همچنین بهبود آسیب‌های ورزشی چه در بین ورزشکاران و چه در افراد مختلف در سطح جامعه ایفا می‌کنند. در این تحقیق تلاش شده است تا ضمن مروری بر تعاریف، ماهیت و انواع آسیب‌های ورزشی، مبانی و زمینه‌های استفاده از منسوجات هوشمند در ورزش، مورد بررسی قرار بگیرد. همچنین منسوجات هوشمند گرمازا به عنوان یکی از روش‌های پیشگیری، بهبود و درمان آسیب‌های ورزشی، در این پژوهش مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. اطلاعات از طریق جستجو در گوگل اسکالر و سمنتیک اسکالر با استفاده از کلیدواژه‌هایی مانند "آسیب‌های ورزشی"، "منسوجات هوشمند"، "فناوری پوشیدنی" و "منسوجات گرمازا" در بازه زمانی 2000-2023 جمع‌آوری شده است. این مرور از یک روش سیستماتیک پیروی کرده است که شامل تعریف موضوع، انتخاب پایگاه‌های داده مرتبط و استفاده از ترکیبی از کلیدواژه‌ها برای جمع‌آوری منابع جامع و نماینده می‌باشد. مهم‌ترین یافته‌های به‌دست‌آمده از مرور مقالات، شامل اثربخشی گرما درمانی در کاهش درد عضلانی و تسریع بهبودی، نقش منسوجات هوشمند در درمان آسیب‌های ورزشی و پیشرفت‌های فناوری پوشیدنی در نظارت و بهبود عملکرد ورزشی می‌باشد. انعطاف پذیری، قابلیت گذردهی هوا و قابلیت کنترل دما، از ویژگیهای ساختارهای مبتنی بر منسوج طراحی و بررسی شده در تحقیقات مختلف بود. همچنین بررسی های صورت گرفته نشان داد که ساختارمنسوج طراحی شده و نوع مواد رسانا از قبیل پلیمرهای رسانا و نخ های رسانا برروی قابلیت گرمازایی و یکنواختی آن، اثرگذار است و استفاده از نخ‌های رسانا مزایای فنی مطلوب تری از قبیل یکنواختی بالاتر در تولید حرارت نسبت به روش های دیگر دارد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر هشت هفته تمرینات (DNS) بر شاخص‌های عملکرد حرکتی و کینماتیکی راه رفتن در دانش آموز با ضعف کنترل کمری لگنی</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7741.html</link>
      <description>زمینه و هدف: اختلال در کنترل کمری لگنی منجر به کاهش فعالیت عضلانی، کاهش انتقال نیرو در زنجیره حرکتی، و د ر نتیجه پتانسیل وقوع آسیب های اندام تحتانی را افزایش می دهد. هدف از این تحقیق بررسی هشت هفته تمرینات ثبات عصبی عضلانی پویا بر شاخص‌های عملکرد حرکتی، کینماتیکی راه رفتن و آسیب اندام تحتانی در دانش آموز با ضعف کنترل کمری لگنی بود. روش شناسی: 30 نفر از دانش آموزان دختر با میانگین سنی 75/0&amp;amp;plusmn;65/16 سال، قد 11/4 &amp;amp;plusmn;80/161 سانتی متر، وزن 64/5 &amp;amp;plusmn; 70/62 کیلوگرم که دارای ضعف کنترل کمری لگنی بودند به صورت هدفمند انتخاب و به شکل تصادفی به دو گروه تجربی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) تقسیم شدند. گروه تجربی تمرینات ثبات عصبی عضلانی پویا را به مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته برای مدت 60 دقیقه انجام دادند، در حالی که گروه کنترل مداخله ای را دریافت نکردند. برای ارزیابی کنترل کمری-لگنی از دستگاه بایوفیدبک پرشر، تعادل ایستا از تست‌ لک‌لک، تعادل پویا آزمون Y، خطای فرود با آزمون سیستم امتیازدهی خطای فرود، عملکرد حرکتی اندام تحتانی از آزمون (تست پرش تک‌پایی، پرش لی 3 تایی، آزمون پرش لی 6 متر در زمان، آزمون پرش لی متقاطع) استفاده گردید یافته ها: مطالعه حاضر، اثر تمرینات ثبات عصبی عضلانی پویا بر شاخص‌های عملکرد حرکتی011/0، کینماتیکی راه رفتن001/0 و آسیب اندام تحتانی 012/0را معنادار نشان داد((0/05&amp;amp;lt; P). </description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثر آنی راه رفتن در زوایای مختلف بر روی تردمیل گوه‌ای محقق ساخته بر میزان فعالیت الکترومایوگرافی عضلات منتخب اندام تحتانی در افراد دارای کف پای صاف</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7742.html</link>
      <description>مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر آنی تردمیل گوه‌ای محقق ساخته بر میزان فعالیت عضلات منتخب اندام تحتانی افراد دارای کف پای صاف بوده تا با فعال‌سازی عضلات، جهت کمک به حیطه حرکات اصلاحی و اصلاح کف پای صاف و توان‌بخشی و پیشگیری از آسیب مورداستفاده قرار بگیرد.مواد و روش&amp;amp;shy;ها: پژوهش حاضر باتوجه ‌به ساخت و معرفی ابزاری جدید و بررسی اثر آن مداخله‌ای و از نوع نیمه‌تجربی بود. 16 فرد بالای 18 سال مبتلا به ناهنجاری کف پای صاف وارد این مطالعه شدند. ناهنجاری کف پای صاف با استفاده از شاخص استاهلی ارزیابی شد. آزمودنی‌ها پروتکل راه‌رفتن با سرعت معمولی بر روی تردمیل گوه‌ای محقق ساخته را در هرکدام از زوایای جانبی صفر، 5 و 15 درجه به مدت‌90 ثانیه، انجام دادند و فعالیت الکترومایوگرافی پنج عضله منتخب در تمام زوایا ثبت شد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با نرم‌افزارهایMatlab و SPSS انجام شد و به منظور بررسی معناداری اثر زوایا از آزمون فریدمن و از آزمون تعقیبی بونفرونی برای مقایسه دو به دو میانگین‌ها استفاده شد.یافته‌ها: براساس نتایج، میانگین فعالیت عضلات منتخب (پرونئوس لانگوس، تیبیالیس انتریور، گستروکنمیوس، سولئوس و هالوسیس) حین راه‌رفتن بین زوایای 5 و 15 درجه بر روی تردمیل گوه‌ای در مقایسه با صفر درجه اختلاف معنادار آماری داشتند (05/0p&amp;amp;le;).نتیجه‌گیری: نتایج ما پیشنهاد می‌دهد که با استفاده از تردمیل گوه‌ای محقق ساخته و راه‌رفتن در زوایای 5 و 15 درجه، می‌توان سطح فعالیت عضلات منتخب اندام تحتانی افراد دارای کف پای صاف را به میزان معناداری افزایش داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثربخشی تمرینات ورزشی بر سیستم امتیاز دهی خطای فرود : مطالعه مروری روایی</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7743.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: سیستم امتیازدهی خطای فرود ابزاری معتبر و قابل اعتماد جهت ارزیابی عملکردی حرکت پرش- فرود می&amp;amp;shy;باشد. هدف از مطالعه پیش رو بررسی اثر بخشی تمرینات ورزشی بر سیستم امتیازدهی خطای فرود در ورزشکاران بود. روش شناسی: جستجوی در فاصله زمانی سال&amp;amp;shy;های 2014 تا 2024 از پایگاه&amp;amp;shy;های اطلاعاتیIranDoc ،Magiran ،PubMed ،Google Scholar ،SPORTDiscus ، Scopus ،PEDro  و (ISI) Institute for Scientific Informationبا استفاده از ترکیب کلید واژه&amp;amp;shy;های پرش- فرود، مکانیک فرود، کینتیک و کینماتیک فرود، پیشگیری از آسیب، تمرین، بازتوانی و سیستم امتیازدهی خطای فرود بعمل آمد. در مجموع 88 مقاله مرتبط با این زمینه یافت شد که پس از بررسی و غربالگری از طریق معیارهای ورود به مطالعه، 8 مقاله به صورت تمام متن مورد بررسی قرار گرفتند.یافته&amp;amp;shy;ها: تمرینات مختلفی از جمله تمرینات عصبی عضلانی، تعلیقی، پیشگیری از آسیب زانو، خستگی و کینزیوتیپ به منظور اثر بخشی بر آزمون سیستم امتیازدهی خطای فرود بکار رفته است. گروه&amp;amp;shy;های تجربی در اثر تمرینات اصلاحی و خستگی بترتیب بهبود و افت عملکرد حرکت پرش &amp;amp;ndash; فرود را در سیستم امتیازدهی خطای فرود از خود نشان دادند.بحث و نتیجه گیری: بنظر می رسد به منظور جلوگیری از بروز خطاهای حرکت پرش &amp;amp;ndash; فرود و آسیب های احتمالی ناشی از آن، تمریناتی باید بکار گرفته شود که علاوه بر افزایش تمرکز و هماهنگی در حرکت مذکور، مقاومت ورزشکاران را در برابر عوامل خطر زایی مانند خستگی افزایش دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه تاثیر هشت هفته تمرینات مقاومتی سنتی و TRX بر عملکرد فوتبالیست-های مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7744.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: کمردرد یکی از شایعترین اختلالات اسکلتی &amp;amp;ndash; عضلانی است. از انجا که تحمل وزن برای افراد مبتلا به کمردرد دشوار است، درمانی که بتواند در عین تحمل وزن بدون درد تقویت عضلات ناحیه کمری را به دنبال داشته ، بسیار مورد توجه است. لذا هدف انجام این پژوهش مقایسه تاثیر هشت هفته تمرینات مقاومتی سنتی و TRX بر عملکرد افراد دارای کمردرد مزمن غیراختصاصی بود.روش بررسی: 45 فوتبالیست 20 تا 30 ساله دارای کمردرد مزمن به صورت هدفمند انتخاب و در 3 گروه، تمرینات TRX، تمرینات سنتی و گروه کنترل هر یک به تعداد 15 نفر قرار گرفتند. قبل و بعد از دوره تمرینی متغیر عملکرد توسط آزمون مربع، و استقامت تنه توسط آزمون&amp;amp;shy;های مگیل ارزیابی گردید. در ادامه آزمودنی های گروه های تجربی تمرینات مربوط به خود را به مدت 8 هفته و هر هفته 3 جلسه 45 دقیقه ای انجام دادند، درحالیکه گروه کنترل بدون تمرین تخصصی کمردرد روند تحقیق را سپری کردند. جهت تحلیل استنباطی داده ها از روش آماری تحلیل واریانس اندازه های تکراری استفاده گردید.یافته ها: در مقایسه درون گروهی، در هر دو گروه تمرینات سنتی و TRX بر عملکرد اثر معنی داری مشاهده شد ولی در گروه کنترل تفاوت معنی دار مشاهده نشد. یافته ها نشان داد، در مقایسه بین گروهی بین گروه های مداخله نسبت به کنترل و بین دو گروه مداخله، تفاوت معنی داری در متغیره عملکرد و استقامت عضلات تنه مشاهده شد، به طوریکه گروه تمرینات TRX نسبت به تمرینات سنتی تأثیر و اندازه اثر بیشتری داشت.نتیجه گیری: به طور کلی نتایج تحقیق حاضر نشان داد که برنامه تمرینات TRX نسبت به تمرینات مقاومتی سنتی، در بهبود عملکرد تأثیر معنی داری دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رابطه بین شاخص درک فشار و درصدهای مختلف یک تکرار بیشینه حرکت پرس‌سینه در ورزشکاران نابینا</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7745.html</link>
      <description>مقدمه: ارزیابی مستقیم یک تکرار بیشینه (1RM) ورزشکاران نابینا به دلیل محدودیت‌های بینایی و خطرات مرتبط با آن چالش‌برانگیز است. به همین دلیل، شاخص درک فشار (RPE) به‌عنوان روشی ایمن‌تر و غیرمستقیم پیشنهاد شده است. هدف این مطالعه بررسی رابطه بین شاخص درک فشار و درصدهای مختلف 1RM در حرکت پرس سینه ورزشکاران نابینا بود.روش پژوهش: در این مطالعه نیمه‌تجربی، ۴۳ ورزشکار نخبه نابینا (میانگین سنی 2/27 &amp;amp;plusmn; 5/5 سال؛ شاخص توده بدنی 5/25 &amp;amp;plusmn; 4/2 کیلوگرم بر مترمربع) در چهار رشته ورزشی (گلبال، فوتبال، دوومیدانی و شنا) در دسته‌های B1، B2 و B3 شرکت کردند. ابتدا 1RM برای هر ورزشکار به روش استاندارد ارزیابی شد و سپس شاخص RPE در درصدهای 40 تا 90 درصد 1RM با استفاده از مقیاس CR-10 تعیین گردید.یافته‌ها: نتایج نشان داد که همبستگی مثبت و معناداری (r = 0.89) بین RPE و درصدهای مختلف 1RM وجود دارد. میانگین نمرات RPE در 40 درصد 1RM برابر 16/3، 50 درصد 13/4، 60 درصد 32/5، 70 درصد 85/6، 80 درصد 04/8 و در 90 درصد 05/9 بود.نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که RPE می‌تواند به‌عنوان ابزاری ایمن و قابل اعتماد در برنامه‌ریزی تمرینات مقاومتی برای ورزشکاران نابینا، در کنار 1RM استفاده شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر دوازده هفته تمرین تداومی و تمرین تناوبی با شدت بالا بر سطوح برخی هپاتوکاین های سرم در مردان چاق</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7746.html</link>
      <description>مقدمه:. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر تمرینات تداومی و تناوبی با شدت بالا روی فتوئین A و فتوئین B سرمی در مردان چاق بود.روش: برای این منظور 45 مرد چاق (وزن بدن: 41/1&amp;amp;plusmn;65/94 کیلوگرم، سن: 5&amp;amp;plusmn;26 سال، BMI: kg.m2 41/62&amp;amp;plusmn;1/33) داوطلب بعد از همگن&amp;amp;shy;سازی بر اساس ویژگی‌های فردی و به روش تصادفی به 3 گروه کنترل (15 نفر)، تمرین تداومی (15 نفر)، تمرین تناوبی (15 نفر) تقسیم شدند. تمرینات در 12 هفته و 3 جلسه در هر هفته انجام شد . تمرین تناوبی شامل6 وهله ی 3 دقیقه&amp;amp;shy;ای دویدن با شدت معادل90% حداکثر اکسیژن مصرفی و بین هر وهله 3 دقیقه دویدن به عنوان استراحت فعال با شدت معادل 50% حداکثر اکسیژن مصرفی روی تردمیل بود. تمرین تداومی نیز شامل 50 دقیقه دویدن با شدت معادل 70% حداکثر اکسیژن مصرفی دویدن روی تردمیل بود. نمونه خونی قبل و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین گرفته شد و برای آنالیز شاخص‌ها با استفاده از دستگاه الایزا مورد استفاده قرار گرفت. نتایج: آنالیز سطوح پلاسمایی فتوئین A و فتوئین B با آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که تفاوت بین گروهی (کنترل، MICT و HIIT) از نظر آماری معنادار بوده است (001/0&amp;amp;gt;p). بر اساس نتایج حاصل از آزمون تعقیبی بونفرونی برای سطوح فتوئین A، تفاوت معناداری بین گروه&amp;amp;shy;های HIIT (001/0&amp;amp;gt;p) و MICT (007/0=p) با گروه کنترل وجود داشت. همچنین بر اساس نتایج حاصل از آزمون تعقیبی بونفرونی برای سطوح فتوئین B، تفاوت معناداری بین گروه&amp;amp;shy;های HIIT (001/0&amp;amp;gt;p) و MICT (001/0&amp;amp;gt;p) با گروه کنترل وجود داشت. علاوه بر این، کاهش فتوئین B در گروه HIIT نسبت به گروه MICT از نظر آماری معنادار بود (001/0&amp;amp;gt;p).نتیجه گیری: نتایج حاضر نشان داد که باوجود تاثیرات مثبت هر دو نوع تمرین MICT و HIIT در کاهش سطوح پلاسمایی هپاتوکاین&amp;amp;shy;ها (فتوئین A، فتوئین B)، HIIT دارای اثرگذاری بیشتری روی این متغیرها بوده است و HIIT نسبت به MICT توانسته بود که کاهش بیشتری در سطوح فتوئین B اعمال کند اما در فتوئین A تفاوتی بین گروه&amp;amp;shy;های تمرینی نبود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه میزان اثربخشی هشت هفته تمرینات فال پروف و تمرینات ترکیبی بر ترکیب بدن، تعادل، انعطاف پذیری، قدرت و استقامت قلبی عروقی زنان سالمند</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7747.html</link>
      <description>زمینه و هدف: ضعف آمادگی جسمانی از جمله عوامل کاهش کیفیت زندگی، بیماری و آسیب دیدگی سالمندان به شمار می‌رود. لذا پژوهش حاضر با هدف مقایسه میزان اثربخشی هشت هفته تمرینات فال پروف و تمرینات ترکیبی بر ترکیب بدن، تعادل، انعطاف پذیری، قدرت و استقامت قلبی سالمندان زن شهر مشهد انجام شد.روش شناسی: آزمودنی‌ها شامل 45 زن سالمند بود، که به صورت تصادفی در سه گروه کنترل، تمرینات ترکیبی و تمرینات فال پروف تقسیم شدند. از همه گروه‌ها پیش آزمون و پس آزمون به عمل آمد، که شامل سنجش برخی فاکتورهای آمادگی جسمانی بود. سپس گروه‌های تجربی به مدت هشت هفته، هر هفته سه جلسه و هر جلسه به مدت 60 دقیقه به انجام برنامه تمرینی پرداختند و در این مدت گروه کنترل فعالیت‌های روزمره خود را دنبال ‌کردند. نتایج: در مطالعه حاضر نشان داده شد که یک دوره تمرینات ترکیبی و فال پروف باعث افزایش معنی‌دار در بهبود قدرت (001/0P= و 001/0P=)، ترکیب بدن (003/0P= و 001/0P=)، تعادل ایستا (04/0P= و 001/0P=)، تعادل پویا (001/0P= و 001/0P=)، انعطاف‌پذیری (01/0P= و 001/0P=) و استقامت قلبی عروقی (001/0P= و 001/0P=) در سالمندان می‌شود و تاثیرگذاری تمرینات ترکیبی در قدرت عضلانی بیشتر از تمرینات فال پروف بود (04/0P=). همچنین در تعادل ایستا و انعطاف‌پذیری تاثیرگذاری تمرینات فال پروف بیشتر از تمرینات ترکیبی بود (08/0P= و 004/0P=). نتیجه گیری: بر اساس یافته‌های این تحقیق بنظر می‌رسد، هر دو پروتکل تمرینی بکار رفته، می‌تواند جهت بهبود برخی از فاکتورهای آمادگی جسمانی سالمندان مورد استفاده قرار گیرد و این دو پروتکل تمرینی، برتری چشم‌گیری نسبت به همدیگر نداشتند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر یک دوره تمرینPNF با و بدون رهاسازی مایوفاشیال بر انعطاف پذیری عضله همسترینگ، دامنه حرکتی مفصل ران و عملکرد مفاصل زانو و ران</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7748.html</link>
      <description>انعطاف پذیری همسترینگ نقش حیاتی در بهبود عملکرد ووشوکاران دارد و می تواند شانس موفقیت آنها را در سطوح ملی و بین المللی افزایش دهد.هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر یک دوره تمرینPNF با و بدون رهاسازی مایوفاشیال بر انعطاف پذیری عضله همسترینگ، دامنه حرکتی و عملکرد مفاصل زانو و ران پسران ووشوکار بود.روش شناسی: نمونه آماری این پژوهش را 36 ووشوکار با محدوده سنی 18 تا 38 سال تشکیل دادند که بصورت هدفمند و تصادفی به سه گروه 12 نفری شامل تمرین کششیPNF با و بدون رهاسازی و گروه کنترل تقسیم شدند که به مدت شش هفته پروتکل تمرین را کامل نمودند. ارزیابی انعطاف همسترینگ با تستAKE 90-90 ، دامنه حرکتی فلکشن ران با گونیامتر و عملکرد مفاصل زانو و ران با تست پرش سارجنت انجام شد.یافته‌ها: نتایج تحلیل آماری با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌گیری ‌های مکرر نشان داد که اثر کششPNF با رهاسازی بر انعطاف عضله همسترینگ معنی دار بود(05/0=&amp;amp;alpha;). ولی بطور کلی با مقایسه اثر کششPNF بین گروه های با و بدون رهاسازی بر انعطاف عضله همسترینگ و دامنه حرکتی فلکشن ران تفاوت معنی داری وجود نداشت(05/0P˃). همچنین مقایسه اثر کششPNF بین گروه های با و بدون رهاسازی بر دامنه حرکتی مفصل ران و عملکرد مفاصل زانو و ران نیز معنادار نبود.نتیجه گیری: با استناد به نتایج حاصل، می توان به ووشوکاران توصیه نمود که از کششPNF با رهاسازی مایوفاشیال برای افزایش انعطاف عضله همسترینگ استفاده نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر آنی اصلاح الگو کینماتیک دویدن با استفاده از الگو Pose بر عوامل کینماتیکی مرتبط با درد کشککی رانی در دوندگان</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7749.html</link>
      <description>مقدمه: درد کشککی رانی یکی از شایع ترین مشکلات ارتوپدی زانو در دوندگان می باشد.الگویPose یک برنامه آموزشی راه رفتن مبتنی بر مربی است که هدف آن اصلاح راه رفتن برای کاهش خطر آسیب است. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر آنی اصلاح الگوی کینماتیک دویدن با استفاده از الگو Pose بر عوامل کینماتیکی مرتبط با درد کشککی رانی در دوندگان است.مواد و روش‌ها: پژوهش حاضر از نوع کارآزمایی میدانی می باشد که 40 دونده سالم (با میانگین سنی 5/7&amp;amp;plusmn;6/25) در دو گروه کنترل(20نفر) و گروه باز آموزی راه رفتن با روشPose (20 نفر) قرار گرفت. به مدت 30 دقیقه بازآموزی دویدن آموزش داده شد و متغیرهای کینماتیک اندام تحتانی شامل زاویه تنه، زاویه افتادگی لگن در سمت مخالف، والگوس داینامیک زانو، زاویه فلکشن زانو، زاویه دورسی فلکشن مچ پا قبل و بعد از مداخله Pose ثبت گردید. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزارSPSS20 استفاده شد.یافته‌ها: نتایج تحلیل آماری نشان داد که استفاده از الگوی Pose می تواند سبب بهبود الگوی کینماتیک دویدن شود، به طوری که در گروه مداخله زاویه تنه در سمت راست (P&amp;amp;lt;0.01) با اندازه اثر 656/0، زاویه افتادگی لگن در سمت مخالف (P&amp;amp;lt;0.01)با اندازه اثر 737/0، والگوس داینامیک زانو در سمت چپ (P&amp;amp;lt;0.02)با اندازه اثر 428/0 و در سمت راست (P&amp;amp;lt;0.01)با اندازه اثر 583/0 و زاویه حداکثر فلکشن زانو در در سمت چپ (P&amp;amp;lt;0.01)با اندازه اثر 746/0 و در سمت راست (P&amp;amp;lt;0.01)با اندازه اثر 600/0 می باشد.نتیجه گیری: طبق یافته ها بازآموزی الگوی دویدن به روشPose به صورت بازخورد آنی می تواند بر کینماتیک دوبعدی مفاصل کمربند لگنی و زانو تاثیرگذار بوده و سبب بهبود عملکرد آنها شود.واژه های کلیدی: کینماتیک، دویدن، الگو Pose، درد کشککی رانی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر تمرین هوازی به همراه مصرف سبوس برنج بر سطوح سرمی برخی از شاخص‌های التهابی مردان دارای اضافه وزن</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7750.html</link>
      <description>تمرینات ورزشی و سبوس برنج دارای اثرات ضد التهابی می‌باشند. با این حال، تاثیر مصرف همزمان این دو بر عوامل التهابی نامشخص می‌باشد. لذا، پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر تمرین هوازی و مصرف سبوس برنج بر سطوح برخی از عوامل التهابی در مردان دارای اضافه وزن اجرا گردید. 60 مرد دارای اضافه وزن به صورت تصادفی به چهار گروه 15 نفره&amp;amp;shy; کنترل، سبوس برنج، تمرین هوازی و تمرین+سبوس برنج تقسیم شدند. تمرین هوازی پیشرونده با شدت 60-75 درصد ضربان قلب بیشینه، 20- 35 دقیقه، به مدت 8 هفته و 3 جلسه در هر هفته اجرا گردید. سبوس برنج نیز به میزان 10 گرم و دو بار در روز (قبل از صبحانه و قبل از خواب) مصرف شد. قبل و بعد از اتمام مداخلات، نمونه&amp;amp;shy;های خونی گرفته شد و سطوح سرمی CRP، IL-6 و TNF&amp;amp;alpha; به روش الایزا اندازه‌گیری شد. از آزمون تحلیل کوواریانس با آزمون تعقیبی بونفرونی برای تفسیر داده‌ها استفاده شد. کاهش معنادار سطوح TNF&amp;amp;alpha;، CRP و IL-6 در گروه&amp;amp;shy;های تمرین هوازی و تمرین+سبوس برنج در مقایسه با گروه‌های کنترل و سبوس برنج مشاهده شد (05/0&amp;amp;gt;p). کاهش CRP و TNF&amp;amp;alpha; با مصرف سبوس برنج نسبت به گروه کنترل نیز معنادار بود (001/0&amp;amp;gt;p). علاوه بر این، کاهش IL-6 (002/0=p) و TNF&amp;amp;alpha; (001/0&amp;amp;gt;p) در گروه تمرین+سبوس برنج نسبت به گروه تمرین معنادار بود. بنابراین یافته‌ها تایید کننده اثرات ضدالتهابی تمرین هوازی و مصرف سبوس برنج به تنهایی بودند و اثر هم افزایی مکمل سبوس برنج و تمرین هوازی نیز مشاهده شد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر هشت هفته فلاس باند بر قدرت ایزومتریک چنگ زدن دست و فعالیت الکترومایوگرافی عضلات خم کننده مچ دست جودوکاران</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7751.html</link>
      <description>مقدمه واهداف: فلاس باند به طور فزاینده ای در زمینه تمرینات ورزشی و پیشگیری از آسیب محبوب شده است. با توجه به نیاز به مطالعات بیشتر در مورد اثر گذاری فلاس باند بر روی قدرت ایزومتریک و فعالیت عصبی عضلانی، این پژوهش قصد دارد میزان اثر گذاری فلاس باند را بر قدرت ایزومتریک چنگ زدن و فعالیت الکترومیوگرافی عضلات خم کننده مج دست جودوکاران بررسی نماید.مواد و روش ها: این تحقیق بر روی جودوکاران با سابقه تمرینی حداقل دو سال و دامنه سنی 20- 30 سال انجام شد. ابتدا از افراد تست قدرت ایزومتریک با استفاده از دینامومتر گرفته &amp;amp;shy;شد و در همین هنگام ، فعالیت عصبی و عضلانی عضلات خم کننده مچ دست با استفاده از دستگاه EMG ثبت می شد. سپس آزمودنی هااقدام به پیچیدن فلاس باند طبق پروتکل اجرایی کردند و بعد از اتمام آن ،تست قدرت و فعالیت عصبی عضلانی بلافاصله و 20 دقیقه بعد از باز کردن فلاس باند از افراد گرفته می شد. این اندازه گیری یک بار به صورت اثر آنی (قبل از مداخله، بلافاصله بعد از مداخله) و یک بار بعد از هشت هفته پروتکل فلاس باند انجام شد. برای قدرت ایزومتریک از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری تکراری و برای فعالیت الکترومایوگرافی از آزمون فریدمن استفاده شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که استفاده از فلاس‌باند، به ‌صورت آنی تأثیر معناداری بر قدرت ایزومتریک چنگ زدن انگشتان دست جودوکاران ندارد (384/0=p) . نتایج آزمون فریدمن نشان داد فعالیت الکتریکی عضلات خم کننده سطحی انگشتان، خم کننده مچی زنداعلایی، خم کننده مچ زند اسفلی حین تکلیف حرکتی چنگ زدن در طی مراحل اندازه&amp;amp;shy;گیری مختلف (قبل از مداخله، بلافاصله بعد از مداخله، و هشت هفته بعد) تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0&amp;amp;le;p). نتایج نشان داد که هشت هفته فلاس باند تاثیر معناداری بر قدرت ایزومتریک چنگ زدن از مرحله پیش آزمون تا مرحله پس آزمون نداشته است (137/0=p).نتیجه‌گیری:استفاده از فلاس باند بصورت پروتکل 8 هفته ای با بکارگیری حداقل دو روز در هفته بر روی قدرت ایزومتریک چنگ زدن و فعالیت الکترومایوگرافی عضلات خم کننده سطحی ساعد اثر مثبتی نداشته است .</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاثیر یک دوره تمرینات ورزشی ترکیبی بر میزان سایتوکاین اینترلوکین-17 و عملکرد شناختی در زنان دیابتی</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7752.html</link>
      <description>مقدمه: دیابت یک بیماری متابولیک و پیشرونده است که باعث فعال شدن سیستم ایمنی و افزایش برخی از سایتوکاین های التهابی از جمله IL-17 می شود. یکی از عوارض مرتبط با دیابت، بر مغز و سیستم عصبی است که با اختلال عملکرد شناختی مشخص می شود. فعالیت های ورزشی در بهبود شرایط بیماران دیابتی موثر است. هدف از مطالعه، بررسی تاثیر یک دوره ورزش ترکیبی چند وجهی در منزل بر سطوح سرمی سایتوکاین اینترلوکین17و عملکرد شناختی در زنان مبتلا به دیابت نوع دو بود.روش‌ها: 70 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو به صورت تصادفی به دو گروه تمرین و کنترل تقسیم شدند.گروه تمرین در یک برنامه تمرینات ورزش ترکیبی چندوجهی به مدت 3 ماه در منزل شرکت کردند. قبل و بعد از مداخله شاخص های خونی، عملکرد شناختی و ترکیب بدن اندازه گیری شد. از نرم افزار آماری SPSS برای تحلیل نتایج استفاده شد، سطح معناداری 0.05&amp;amp;gt;P  در نظر گرفته شد. یافته‌ها: مطالعه حاضر نشان داد، تمرینات ترکیبی باعث کاهش سایتوکاین التهابی IL-17 شد (P&amp;amp;lt;0.05). بررسی عملکرد شناختی هر چند بهبود نسبی را نشان داده است اما نتایج معنادار نمی باشد (P&amp;amp;gt;0.05). همزمان قند خون ناشتا در گروه تمرین کاهش یافته است (P&amp;amp;lt;0.05) و برخی از شاخص های مرتبط با ترکیب بدن و به صورت ویژه درصد چربی بهبود یافت (P&amp;amp;lt;0.05). نتیجه گیری: تمرینات ورزشی ترکیبی در منزل با کاهش سایتوکاین التهابی IL-17 و بهبود نسبی عملکرد شناختی در بیماران دیابتی همراه بود. بهبود احتمالی در پاسخ های ایمنی به دنبال این تمرینات می تواند در کاهش IL-17 سرمی موثر باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیریک دوره تمرین تناوبی شدید مادری بر بیان ژن PGC1&amp;alpha; و SIRT1 عضله اسکلتی نسل اول موش هایی صحرائی</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7753.html</link>
      <description>تاثیر فعالیت بدنی مادر بر سلامت فرزندان و تغیر فنوتیپ فرزندان در اثر ورزش یکی از موضوعات نوین فیزیولوژی ورزشی در سال های اخیر بوده که مورد توجه بسیاری قرار گرفته است. بنابراین، هدف از این پژوهش تعیین تاثیر یک دوره تمرین تناوبی شدید مادری بر بیان ژن های PGC1&amp;amp;alpha; و SIRT1 عضله اسکلتی نسل اول موش های صحرائی بود. 24 سر رت نژاد ویستار 8 هفته ای پس از آشنایی با محیط در سه گروه کنترل مادری، گروه مادری تمرین پیش از بارداری و گروه مادری تمرین پیش و در حین بارداری تقسیم شدند. تمرین پیش از بارداری مدت 6 هفته و تمرین در حین بارداری 3 هفته طول کشید. تمرین شامل دویدن روی تردمیل بود. تمرین شامل 5 روز و هر روز 1 دقیقه با شدت 85 الی 100 درصد vo2peak و شیب 10 درجه و دو دقیقه استراحت بین وهله ها با 65 درصد vo2 peak و شیب صفر بود و گروه کنترل در این مدت بی تحرک بودند. تعداد وهله ها از 10وهله شروع شد و بر اساس اصل اضافه بار افزایش داشت. پس از پایان دوره تمرین و به دنیا آمدن فرزندان، فرزندان نر بر اساس گروه مادران خود تقسیم بندی شدند و میزان بیان ژن های PGC1 و SIRT1 در عضله آن ها در ده هفتگی مورد ارزیابی قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از ANOVA و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد.نتایج نشان داد که بعد از دوره ی 6 هفته ای تمرین HIIT، گروه تمرین پیش از بارداری و گروه تمرین پیش و حین بارداری در سرعت و مسافت در تست عملکردی با گروه کنترل اختلاف معنی دار داشتند (05/0 ˂P). همچنین بعد از تولد توله ها بین گروه ها در بیان ژن PGC1&amp;amp;alpha; و SIRT1 تفاوت معنی داری وجود داشت. که این تفاوت بین دو گروه تمرین پیش از بارداری و تمرین پیش از بارداری و حین بارداری با گروه کنترل معنی دار بود (05/0 ˂P). به نظر می رسد ورزش مادری در پیش از بارداری و در دوران بارداری باعث تغییر ژنوتیپ میتوکندریایی فرزندان می شود که تاثیر آن در پیش و هنگام بارداری نسبت به پیش از بارداری به تنهایی بر بیان ژن های میتوکندریایی مثل PGC1&amp;amp;alpha; و SIRT1 بیشتر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر شش هفته تمرینات رقابتی ویژه کشتی بر پاسخ های عملکردی کشتی گیران آزادکار مرد</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7754.html</link>
      <description>مقدمه وهدف: کشتی گیران برای بهبود عملکرد خود از شیوه های نوین تمرین استفاده می کنند بنابراین، هدف این تحقیق بررسی  تأثیر شش هفته تمرینات رقابتی ویژه تاباتا بر پاسخ های عملکردی کشتی گیران آزادکار مرد بود. روش: سی و شش کشتی گیر بر اساس سن(95/2&amp;amp;plusmn;60/21 سال)، قد(05/5&amp;amp;plusmn;5/173 سانتی متر)، وزن(96/9&amp;amp;plusmn;00/70کیلوگرم)، درصد چربی(24/2&amp;amp;plusmn;21/16%)، شاخص توده بدنی(50/&amp;amp;plusmn;18/23 کیلوگرم/متر2 ) و حداقل 2 سال سابقه کشتی انتخاب شدند. آزمودنی ها بعد از اخذ آزمونهای قدرت ایزومتریک دستها، توان دستها و پاها در دو گروه پروتکل محقق ساخته بر اساس تمرینات تاباتا (TT) و برنامه تمرینات عادی باشگاهی((WT برای مدت 6 هفته تقسیم شدند(تعداد18نفر در هرگروه). آزمونهای مذکور درانتهای6 هفته برای بررسی عملکرد کشتی گیران دو گروه دوباره اخذ گردید. داده های بدست آمده با استفاده ازآزمون آماری شاپیروویلک برای بررسی نرمال بودن داده ها و تحلیل واریانس(ANOVA) در اندازه گیری های مکرر و آزمون پس تعقیبی و آزمون ناپارامتریک فریدمن درموارد عدم توزیع طبیعی در سطح معنی داری 05/0&amp;amp;gt;&amp;amp;alpha; توسط برنامه  SPSS  نسخه24بررسی شدند. یافته ها: نتایج نشان دادکه شش هفته تمرینات ویژه کشتی (TT) بر قدرت دست چپ، اوج توان، میانگین توان و شاخص خستگی اندام فوقانی و درک فشار تأثیر معنی داری( 05/0p&amp;amp;lt;). داشت ولی بر قدرت دست راست، اوج، میانگین، حداقل توان و شاخص خستگی اندام تحتانی اثر معنی داری نداشت( 05/0p &amp;amp;gt; ) . بحث ونتیجه گیری: اسفاده ازتمرینات رقابتی ویژه کشتی می تواند باعث بهبود برخی شاخصهای عملکردی از قبیل قدرت وتوان در کشتی گیران آزادکار مرد شود. </description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر سیکل قاعدگی بر تغییرپذیری هماهنگی ریتم لگنی-رانی حین اجرای ضربه آپدولیوچاگی در تکواندوکاران زن نخبه</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7755.html</link>
      <description>مقدمه: در طول چرخه قاعدگی، بدن با نوسانات هورمون‌های جنسی مواجه می‌شود که می‌تواند بر عملکرد و نرخ آسیب‌پذیری زنان تأثیر بگذارد. در سیستم یکپارچه بدن، هماهنگی بین مفاصل و اندام‌ها بر یکدیگر و بر هدف نهایی حرکت تأثیرگذار است.هدف مطالعه: بررسی تاثیر سیکل قاعدگی در فازهای مختلف بر تغییرپذیری هماهنگی ریتم لگنی_رانی حین اجرای تکنیک آبدولیوچاگی تکواندو صورت پذیرفت. روش: این پژوهش به‌صورت کاربردی و با روش نیمه‌تجربی روی ۱۲ تکواندوکار زن نخبه تهران انجام شد که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شده بودند. داده‌های کینماتیکی با ۸ دوربین وایکان (۲۴۰ هرتز) و سیستم مارکرگذاری پلاگین گیت در سه فاز قاعدگی (فولیکولار، اوولیشن، لوتئال) جمع‌آوری و با فیلتر باترورث مرتبه چهارم پردازش شدند. دامنه حرکتی مفاصل بوسیله نرم‌افزار نکسوس و تغییرپذیری هماهنگی با روش کدگذاری بردار اصلاح شده محاسبه شد. از آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه و نقشه‌برداری آماری پارامتریک برای بررسی تفاوت‌ها در زوایای مفاصل، الگوی هماهنگی و تغییرپذیری استفاده شد.نتایج: نتایج آزمون آنالیز واریانس یک‌طرفه و روش نقشه‌برداری آماری پارامتریک نشان داد که هیچ رابطه معناداری بین دامنه حرکتی مفاصل لگن و ران، فراوانی الگوی هماهنگی و تغییرپذیری آن در مراحل مختلف چرخه قاعدگی وجود ندارد (0/05</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تمرینات مقاومتی بر قدرت عضلات و بهبود عملکرد تعادل در سالمندان دچار آرتروز زانوی زودرس: مروری سیستماتیک</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7756.html</link>
      <description>این مطالعه مروری سیستماتیک با هدف بررسی اثربخشی تمرینات مقاومتی، به‌ویژه تمرینات طراحی‌شده بر اساس تحلیل حرکت سه‌بعدی، در بهبود قدرت عضلانی و عملکرد تعادل در سالمندان مبتلا به آرتروز زانوی زودرس انجام شد. جستجوی جامعی در پایگاه‌های PubMed، PEDro، Scopus و Web of Science برای مقالات منتشرشده در بازه زمانی ابتدای ژانویه سال 2000 تا انتهای دسامبر 2024 صورت گرفت. مطالعات انتخاب‌شده می‌بایست از تحلیل حرکت سه‌بعدی برای ارزیابی نقص‌های حرکتی و طراحی برنامه‌های تمرینی استفاده کرده باشند. از 84 مقاله بررسی‌شده، 18 مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. نتایج نشان داد که اکثریت مطالعات (86%) اثربخشی تمرینات مقاومتی را در بهبود علائم آرتروز زانو تأیید کرده‌اند. به طور خاص، بهبود معنی‌داری در تعادل عملکردی (44% مقالات) و کاهش درد زانو (48% مقالات) مشاهده شد. همچنین، 33% از مطالعات به اثربخشی بالاتر تمرینات مبتنی بر تحلیل حرکت سه‌بعدی اشاره داشتند. این یافته‌ها می‌توانند به‌طور معناداری کیفیت زندگی بیماران را افزایش داده و با کاهش خطر زمین‌خوردگی و بهبود پایداری مفصل، ایمنی حرکتی سالمندان را ارتقا بخشند. در نهایت، نتایج حاکی از آن است که رویکردهای نوین تمرینی، به ویژه با بهره‌گیری از تحلیل حرکت سه‌بعدی، می‌توانند نقش مؤثری در بهینه‌سازی توانبخشی و بهبود کیفیت زندگی سالمندان مبتلا به آرتروز زانو ایفا کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه تأثیرات دو پروتکل تمرینات تناوبی با شدت بالا دویدن و تخصصی ورزشی بر عملکرد و سازگاری متابولیک کشتی‌گیران مرد جوان</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7757.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: عملکرد مطلوب خواست نهایی ورزشکاران میباشد، هدف پژوهش مقایسه تأثیرات پروتکل‌های مختلف تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) بر عملکرد ورزشی و سازگاری متابولیک بود.روش: 30 آزمودنی به چهار گروه تقسیم شدند: گروه تمرین دویدن با شدت بالا (HIITRUN)، تخصصی ورزش با شدت بالا (HIITSPORT)، تمرین ترکیبی (HIITSPORT+RUN) و کنترل.شاخص‌های مورد اندازه گیری شامل: حداکثر سرعت دویدن در آزمون 30-15(VIFT)، حداکثر اکسیژن مصرفی، شاخص و پرتاب‌های تست تخصصی کشتی (SWFT)، شاخص خستگی و لاکتات بیشینه می‌باشد. مقایسه‌ بین متغیرهای وابسته با استفاده از تحلیل واریانس دوطرفه (گروه و زمان) با اندازه‌گیری‌های مکرر انجام شد.یافته‌ها: تغیر معنی‌داری در (VIFT) و VO2max در HIITSPORT+RUN (P&amp;amp;lt;0.05) و HIITRUN (P&amp;amp;lt;0.05) در مقایسه با پیش از تمرین کنترل و HIITSPORT مشاهده شد. شاخص خستگی در HIITSPORRT+RUN و HIITRUN کاهش معنی‌داری نسبت به پیش از تمرین با بقیه گروه‌ها داشت. HIITSPORT+RUN (P&amp;amp;lt;0.05) بیشترین بهبودها را در شاخص SWFT نسبت به HIITRUN و HIITSPORT نشان داد، و تعامل زمان-گروه برتری آن را تأیید کرد. سطح لاکتات پس از تمرین در HIITSPORT+RUN (P&amp;amp;lt;0.05) نسبت به HIITRUN پایین‌تر بود، اما در تعامل بین زمان-گروه تفاوتی دیده نشد (P&amp;amp;lt;0.05). تفاوت در سطوح لاکتات بیشینه پیش و پس از تمرین در HIITSPORT+RUN (P&amp;amp;lt;0.05) نسبت به HIITRUN کمتر بود. HIITSPORT+RUN (P&amp;amp;lt;0.05) نسبت به قبل از تمرین عمکلرد بهتری در (SWFT) داشت. شاخص خستگی در تمام گروه‌های تمرینی به جز کنترل کاهش یافت (P&amp;amp;lt;0.05). نتایج: HIIT ترکیب شده از تمرینات مخصوص ورزشی و دویدن مؤثرترین روش برای بهبود عملکرد کشتی‌گیران و سازگاری متابولیکی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی آزمون توان بی هوازی ویژۀ بالاتنه کشتی برمبنای آزمون وینگیت بالاتنه</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7758.html</link>
      <description>توان بی هوازی بالاتنه از نیازهای ویژه در ورزشکاران کشتی می‌باشد که در شرایط آزمایشگاهی توسط آزمون وینگیت دست، اندازه‌گیری می‌شود اما آزمون‌های میدانی تخصصی برای اندازه‌گیری این شاخص محدود هستند. بر همین اساس، در این تحقیق تلاش شد آزمونی میدانی و ویژه طراحی شود که جهت سنجش توان بی‌هوازی بالاتنه کشتی‌گیران از آن استفاده ‌شود. در این تحقیق ۲۰ نفر از کشتی‌گیران با میانگین سنی 2/50&amp;amp;plusmn; 17/80 سال و قد 7/04 &amp;amp;plusmn; 172/90 سانتیمتر و وزن 13/03 &amp;amp;plusmn; 66/09 کیلوگرم و شاخص توده بدنی 2/76 &amp;amp;plusmn; 22/20 کیلوگرم بر متر مربع منتخب استان کردستان با سابقه قهرمانی ملی و بین‌المللی و بدون سابقه قهرمانی حضور داشتند.جهت طراحی آزمون،از نردبان سقفی به طول 10متر و حرکت در حالت آویزان از آن با حداکثر سرعت استفاده شد. پس از انجام آزمون وینگیت و آزمون طراحی شده، حداکثر، میانگین و حداقل توان بی‌هوازی و شاخص خستگی توسط فرمول‌های مربوطه محاسبه گردید همچنین ضربان قلب بلافاصله و سطح لاکتات ۲ دقیقه بعد از اجرای آزمون‌ها اندازه‌گیری شد. بنابراین آزمون طراحی شده با مبنا قرار دادن آزمون وینگیت بالاتنه دارای روایی، پایایی و عینیت قابل قبول است و به عنوان آزمونی معتبر ، کاربردی و ویژه، جهت اندازه‌گیری توان بی‌هوازی بالاتنه کشتی‌گیران توصیه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرات تجویز ترکیبی پروپیونات و تمرین HIIT با حجم کم در وضعیت التهابی و عملکرد قلبی در موش های مبتلا به نارسایی قلبی</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7759.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: بازآرایی ساختاری قلب پس از انفارکتوس میوکارد اغلب به نارسایی قلبی منجر می‌شود؛ اختلالی که با کاهش عملکرد قلب و افزایش بار همودینامیک مشخص می‌شود. التهاب، استرس اکسیداتیو و بازآرایی بطن‌ها از عوامل اصلی در پاتوژنز نارسایی قلبی هستند. این مطالعه به‌منظور بررسی اثرات تجویز ترکیبی پروپیونات و HIIT کم حجم در وضعیت التهابی و عملکرد قلبی در موش&amp;amp;shy;های مبتلا به نارسایی قلبی انجام شد. روش: ۴۰ سر موش نر ویستار (۸ هفته‌ای، ۲۵۰&amp;amp;ndash;۲۰۰ گرم) پس از القای نارسایی قلبی با تزریق ایزوپروترنول (۱۳۰ میلی‌گرم بر کیلوگرم)، به پنج گروه تقسیم شدند: 1) کنترل، 2) نارسایی قلبی ، 3) نارسایی قلبی + پروپیونات، 4) نارسایی قلبی + HIIT، 5) نارسایی قلبی + HIIT + پروپیونات. تمرینات HIIT شامل ۱۰ نوبت یک‌دقیقه‌ای با نسبت استراحت ۱:۱ به‌مدت ۶ هفته انجام شد. پروپیونات با دوز ۱۰۰۰ میلی‌گرم بر کیلوگرم به‌صورت خوراکی پیش از تمرین تجویز شد. عملکرد قلب با اکوکاردیوگرافی و سطوح سیتوکاین‌ها با روش الایزا ارزیابی گردید.تجزیه و تحلیل داده‌ها با آزمون تحلیل واریانس یکطرفه انجام شد، (۰٫۰۵&amp;amp;gt;p).یافته‌ها: هر یک از مداخلات HIIT و پروپیونات به‌تنهایی عملکرد قلب و شاخص‌های التهابی را بهبود دادند. مداخله ترکیبی باعث افزایش EF (۰٫۰۳۸p=) و FS (&amp;amp;lrm;۰٫۰۲۳p=)، کاهش TNF-&amp;amp;alpha; ) &amp;amp;lrm;۰٫۰۰۶۱ (p=و افزایش IL-10 (&amp;amp;lrm;۰٫۰۰۰۷=p) شد و نتایج بهتری را به همراه داشت.نتیجه‌گیری نهایی: این مطالعه نشان می&amp;amp;shy;دهد که ترکیب مصرف پروپیونات با HIIT کم حجم به طور موثری التهاب و عملکرد قلبی را در موش&amp;amp;shy;های مبتلا به نارسایی قلبی بهبود می&amp;amp;shy;بخشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر هشت هفته تمرینات مبتنی بر واقعیت مجازی (VR) بر تعادل و راه رفتن سالمندان</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7760.html</link>
      <description>زمینه و هدف: تعادل و راه رفتن از عوامل حیاتی برای سلامتی افراد سالمند مطرح شده است. هدف از این تحقیق بررسی تأثیر 8 هفته تمرینات مبتنی بر واقعیت مجازی (VR) بر تعادل و راه رفتن زنان سالمند بود. روش شناسی: جامعه آماری این تحقیق را کلیه سالمندان زن با میانگین سنی 39/3&amp;amp;plusmn;5/75 و میانگین وزنی 46/9&amp;amp;plusmn;08/72 کیلوگرم شهرستان شاهرود تشکیل دادند. تعداد 30 نفر به صورت دردسترس و هدفمند و براساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شدند. سپس به صورت تصادفی در دو گروه (15 نفر گروه تجربی و 15 نفر گروه کنترل) تقسیم‌بندی شدند. در پیش‌آزمون، تعادل ایستا آزمودنی‌ها توسط آزمون شارپندرمبرگ، تعادل پویا توسط آزمون تعدیل‌شده تعادل ستاره و تعادل عملکردی توسط آزمون مقیاس تعـادل عملکـردی برگ و خطر سقوط بوسیله آزمون شاخص راه رفتن پویا سنجیده شد. آزمودنی‌های گروه تجربی به مدت 8 هفته (هفته‌ای 3 جلسه و هر جلسه 30 الی 45 دقیقه) به تمرینات مبتنی بر واقعیت مجازی پرداختند. در پایان، از کلیه آزمودنی‌ها پس‌آزمون گرفته شد و داده‌های به‌دست‌آمده توسط آزمون‌های تی زوجی برای مقایسه درون‌گروهی و تی مستقل برای مقایسه تغییرات بین گروهی در سطح معنی‌داری 05/0&amp;amp;gt;p استفاده شد. یافته‌ها: یافته‌های تحقیق حاضر نشان داد که 8 هفته تمرینات مبتنی بر واقعیت مجازی، تعادل ایستا، پویا و عملکردی را به ترتیب (022/0p=)، (0001/0p=) و (0001/0p=) به‌طور معنی‌داری افزایش داده است. همچنین شاخص راه‌رفتن پویا نیز در این گروه (0001/0p=) به‌طور معنی‌داری بهبود یافته است. نتایج آزمون تی مستقل نیز نشان داد که اختلاف معنی‌داری در متغیرهای تعادل ایستا (001/0p=)، پویا (04/0p=) و عملکردی (015/0p=) و شاخص راه‌رفتن پویا (0001/0p=) بین گروه تجربی و کنترل مشاهده شد.نتیجه‌گیری: نتایج تحقیق حاضر نشان داد تمرینات مبتنی بر واقعیت مجازی نقش زیادی در بهبود تعادل ایستا، پویا و کاهش خطر سقوط سالمندان دارد، بنابراین پیشنهاد می‌شود این گروه سنی با بهره‌مندی از این شیوه تمرینی تأثیرگذار، از اختلال در تعادل و پیامدهای ناگوار بعد از آن که امری اجتناب‌ناپذیر به دنبال افزایش سن می‌باشد، جلوگیری کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر هایپوکسی ناشی از محدودیت جریان خون بر پاسخ آنژیوژنیک به فعالیت تناوبی شدید</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7761.html</link>
      <description>مقدمه: مشخص شده است که محدودیت جریان خون می‌تواند ایجاد هایپوکسی موضعی کند. بنابراین، هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر هایپوکسی ناشی از محدودیت جریان خون بر پاسخ آنژیوژنیک به فعالیت تناوبی شدید بود.روش شناسی: بدین منظور تعداد 30 نفر از جوانان فعال (سن=3.4&amp;amp;plusmn;25.6) به صورت تصادفی در 3 گروه 10 نفره کنترل ، فعالیت تناوبی شدید (HIIE) و فعالیت تناوبی شدید به همراه محدودیت جریان خون (HIIE+BFR) تقسیم شدند. فعالیت تناوبی شدید شامل 5 ست 5 تکراری از 30 شانیه دویدن شدید با 30 ثانیه استراحت بود. محدودیت جریان خون نیز به مقدار 60% فشار بهینه هر فرد در پاها اعمال شد. سطوح سرمی VEGF، HIF-1a، MMP-9 و MMP-2 بعنوان شاخص‌های آنژیوژیک مورد ارزیابی قرار گرفت. برای ارزیابی آماری نیز از روش آماری آنکووا با آزمون تعقیبی LSD استفاده شد. همچنین، سطح معنی‌داری 0.05=a درنظر گرفته شد. نتایج: داده ها نشان داد که در مثایسه با گروه کنترل و گروه تمرین تناوبی شدید، تمرین با محدودیت جریان خون باعث افزایش بیشتر مقادیر سرمی VEGF و HIF-1a شد (به ترتیب، 0.002=P؛ 0.019=P). با این حال، تفاوت معنی‌داری بین گروه‌ها برای MMP-9 و MMP-2 مشاهده نشد (به ترتیب، 0.318=P؛ 0.101=P).نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که ترکیب HIIE و BFR می‌تواند پاسخ آنژیوژنیک را از طریق افزایش VEGF و HIF-1&amp;amp;alpha; تقویت کند، اما تأثیر معناداری بر MMP-2 و MMP-9 ندارد. این یافته‌ها از این ایده حمایت می‌کنند که هایپوکسی موضعی ناشی از BFR می‌تواند به‌عنوان یک محرک مکمل برای بهبود سازگاری‌های عروقی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر هشت هفته تمرین تناوبی شدید و تمرین تداومی با شدت متوسط بر شاخص‌های غیرتهاجمی آسیب کبدی، ترکیب بدن و متابولیک در زنان میانسال مبتلا به MAFLD</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7762.html</link>
      <description>مقدمه: کبد چرب مرتبط با اختلال متابولیک (MAFLD) شایع‌ترین بیماری مزمن کبدی است. تمرینات هوازی از رویکردهای غیردارویی مؤثر در مدیریت MAFLD هستند، اما اثربخشی شدت‌های مختلف‌ آن نیازمند بررسی است. این مطالعه اثر هشت هفته تمرین تناوبی شدید (HIIT) و تمرین تداومی با شدت متوسط (MICT) را بر شاخص‌های غیرتهاجمی کبد، ترکیب بدن و متابولیک در زنان میانسال مبتلا به MAFLD بررسی کرد.روش‌ها: در این کارآزمایی بالینی، ۴۱ زن مبتلا به MAFLD (6.16&amp;amp;plusmn;41.39 سال؛  kg/m23.36&amp;amp;plusmn;32.14 BMI:)، در سه گروه HIIT، MICT و کنترل، 8 هفته حضور یافتند. MICT با 60 تا 70% ضربان قلب ذخیره برای30-45 دقیقه و HIIT با 50 تا 100-110% بیشنه سرعت هوازی در 4 تا 6 تناوب 30 ثانیه‌ای اجرا شد. شاخص‌های ترکیب بدن (وزن، BMI، BAI، و ABSI)، استئاتوز (HSI، FSI، و LFS)، فیبروز (NFS، NRS، FIB-4، FIB-5 و APRI) و متابولیک (LAP و CMI) پیش و پس از مداخله اندازه‌گیری شدند. تحلیل آماری با آزمون t  زوجی،  ANOVA-one wayو GLMRM در سطح معناداری 0.05&amp;amp;gt;p انجام گرفت.یافته‌ها: هر دو برنامه تمرینی موجب کاهش وزن، BMI، BAI و LFSشدند (0.05&amp;amp;gt;p). ABSI در کنترل افزایش داشت (0.05 p&amp;amp;lt;). HSI در HIIT وFSI در MICT کاهش یافت (0.05&amp;amp;gt;p). در شاخص‌های فیبروز تنها FIB-5 در MICT نسبت به HIIT و NRS  در MICT (0.05&amp;amp;gt;p) کاهش داشت.LAP  در هر دو گروه تمرینی نسبت به کنترل وCMI  در MICT کاهش یافت (0.05&amp;amp;gt;p). نتیجه‌گیری: با وجود برتری MICT در برخی شاخص‌ها، HIIT با صرف زمان کمتر اثرات مشابهی ایجاد کرد و می‌تواند گزینه‌ای کارآمد در مدیریت بالینی MAFLD باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی تاثیر تمرینات هوازی، مقاومتی و ترکیبی بر شاخص‌های بیوسنتز میتوکندریایی (PGC-1&amp;alpha;، TFAM و COX) در بافت مغز موش‌های مبتلا به پارکینسون</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7763.html</link>
      <description>هدف: بیماری پارکینسون یک اختلال نورودژنراتیو پیشرونده است که با تخریب نورون‌های دوپامینرژیک و بروز علائم حرکتی مشخص می‌شود. این بیماری با اختلال عملکرد میتوکندری و کاهش بیان ژن‌های هم‌فعال‌کننده گاما گیرنده پرولیفراتور پراکسی‌زوم ۱-آلفا (PGC-1&amp;amp;alpha;)، فاکتور رونویسی میتوکندریایی A (TAFM) سیتوکروم c اکسیداز (COX) همراه است. با توجه به شواهد موجود درباره نقش ورزش در بهبود عملکرد میتوکندری، هدف این مطالعه بررسی اثر تمرینات هوازی، مقاومتی و ترکیبی بر بیان این ژن‌ها در مدل حیوانی پارکینسون بود.روش‌ها: این مطالعه تجربی تصادفی و کنترل‌شده روی 50 موش نر ویستار (8 هفته50 &amp;amp;plusmn; 250 گرم) انجام شد. حیوانات به پنج گروه (تعداد =10) تقسیم شدند. پارکینسون با تزریق یک‌طرفه 6-OHDA به استریاتوم القا شد. تمرینات شامل هوازی روی تردمیل (از 30 تا 60 دقیقه، سرعت 10 تا 15 متر در دقیقه)، مقاومتی روی نردبان (5 تا 15% وزن بدن) و ترکیبی (3 جلسه هوازی + 2 جلسه مقاومتی در هفته) به مدت 8 هفته اجرا شد. 24 ساعت پس از آخرین جلسه نمونه‌برداری انجام و بیان ژن‌های PGC-1&amp;amp;alpha;، TFAM و COX با روش qPCR ارزیابی شد. داده‌ها با آزمون دوطرفه ANOVA و آزمون بونفرونی و در سطح معناداری (05/0&amp;amp;ge; p) تحلیل شدند.یافته‌ها: تمامی مداخلات ورزشی منجر به افزایش معنادار بیان هر سه ژن نسبت به گروه پارکینسونی بدون تمرین شدند (05/0 ˂ p). با این حال، تمرین ترکیبی بیشترین اثر را داشت و به طور معناداری از تمرین هوازی (PGC-1&amp;amp;alpha;: 04/0 = p، TFAM: 03/0 = p، COX: 03/0 = p) و تمرین مقاومتی( PGC-1&amp;amp;alpha;: 02/0 = p، TFAM: 01/0 = p، COX: 02/0 = p) پیشی گرفت. تمرین هوازی نیز اثرات قابل توجهی نشان داد، در حالی که بهبودهای ناشی از تمرین مقاومتی کم‌تر بود.نتیجه‌گیری: تمرینات ورزشی، به ویژه ترکیبی از هوازی و مقاومتی، راهبردی موثر برای تقویت شاخص‌های بیوسنتز میتوکندریایی در مغز پارکینسونی است. این سازگاری مولکولی به عنوان یک مکانیسم نوروپروتکتیو عمل کرده و توجیه علمی قوی برای استفاده بالینی از ورزش ساختاریافته به عنوان مداخله غیردارویی در مدیریت پارکینسون فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ارتباط شاخص های بیومتریک فیزیکی چهره با عملکردی توان هوازی، قدرت و تعادل دانش آموزان ابتدایی شهرستان مرند</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7764.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: استعدادیابی ورزشی فرایند کشف قابلیت‌های بالقوه ورزشکاران و تعیین انطباق این قابلیت ها بر پارامترهای اساسی و مؤثر در رشته های ورزشی مختلف است. چهره یکی از ابزارهای بیومتریک در شناسایی ویژگی های افراد می باشد. هدف از تحقیق بررسی ارتباط برخی از فاکتور های بیومتریک چهره با شاخص های عملکردی کودکان 9- 11 سال غیر ورزشکار می باشد.مواد و روش: تحقیق حاضر از نوع تحقیقات توصیفی و طرح تحقیق حاضر از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان پسر مقطع دوم تا پنجم ابتدایی شمال شهرستان مرند بودند که تعداد 160 نفر شرایط ورود به تحقیق را پیدا کردند. ابعاد بیومتریک چهره با تصویربرداری در شرایط استاندارد و آنالیز آن به روش پیکسل بندی در دو نمای تمام رخ و نیم رخ انجام شد. شاخص های عملکردی شامل توان هوازی با آزمون 6 دقیقه پیاده روی سریع، قدرت پنچه با ابزار نیروسنج گریپ و تعادل ایستا با آزمون لک لک اندازه گیری شد. تجزیه و تحلیل داده ها توسط آزمون همبستگی پارامتریک پیرسون انجام شد. کلیه محاسبات آماری با نرم افزار SPSS نسخه 21 در سطح معنی داری 5 درصد انجام شد. یافته‌ها: در متغیر نسبت طول چهره به عرض چهره رابطه همبسته معنی دار و مثبت با توان هوازی (004/0 , p=317/0r= ) و همبستگی منفی و معنی داری با قدرت گریپ (014/0 , p=270/0r=- ) و بین متغیر نسبت طول بینی به عرض بینی با توان هوازی (027/0 , p=244/0r= ) همیستگی معنی دار مثبت مشاهده شد. علاوه بر آن بین متغیر زاویه نوک بینی و تعادل ایستا (007/0 , p=298/0r= ) و متغیر زوایه منتولابیال با قدرت گریپ (049/0 , p= 215/0r=- ) همبستگی معنی داری وجود دارد.نتایج: از نتایج این تحقیق می توان نتیجه گیری کرد که شاخص‌های بیومتریک چهره که تابع وراثت می باشند بر عملکرد‌های قابل توسعه و تغییر پذیر مانند توان هوازی، قدرت و تعادل ایستا موثر واقع می شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر 8 هفته فعالیت ورزشی تدامی با شدت متوسط بر بیان پروتئین های IL-10 و HMGB1 و فعالیت آنزیم های SOD و GPx در هیپوکمپ رت های مبتلا به صرع</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7765.html</link>
      <description>مقدمه و هدف: استرس اکسیداتیو و التهاب عصبی از مکانیسم‌های کلیدی در پاتوفیزیولوژی بیماری صرع هستند. فعالیت ورزشی در کنترل و بهبود علائم صرع نقش دارد. این مطالعه با هدف بررسی اثر تمرینات تداومی با شدت متوسط (MICT) بر فعالیت آنزیم&amp;amp;shy;های آنتی&amp;amp;shy;اکسیدانی سوپراکسیددیسموتاز (SOD) وگلوتاتیون پراکسیداز (GPx)، سطوح پروتئین&amp;amp;shy;های HMGB1 و IL-10 و شدت تشنج در هیپوکمپ رت&amp;amp;shy;های مبتلا به صرع انجام شد. روش: 32 سر رت نر ویستار (سن: 6 تا 8 هفته و میانگین وزن: ۲۲۶٫۶۲۵&amp;amp;plusmn;۱۴٫۹۶۶) به گروه‌های صرع، کنترل، شم و صرع + MICT تقسیم شدند. پس از اتمام پروتکل هشت هفته&amp;amp;shy;ای تمرین، فعالیت SOD و GPx با الایزا، سطوح HMGB1 و IL-10 در بافت هیپوکمپ با وسترن&amp;amp;shy;بلات و شدت تشنج بر اساس مقیاس راسین اندازه گیری شد. داده&amp;amp;shy;ها از طریق آزمون تحلیل واریانس یک&amp;amp;shy;راهه و آزمون یومن&amp;amp;shy;ویتنی در نرم&amp;amp;shy;افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند.یافته‌&amp;amp;shy;ها: القای صرع منجر به کاهش فعالیت آنزیم‌های SOD (0.02p &amp;amp;lt; ) و GPx (0.001p &amp;amp;lt; ) ، افزایش پروتئینHMGB1 (0.001p &amp;amp;lt; ) ، کاهش پروتئین IL-10(0.001p &amp;amp;lt; ) و افزایش شدت تشنج شد. تمرین MICT موجب افزایش فعالیت آنزیم GPx (0.048p &amp;amp;lt; ) و کاهش سطح HMGB1 (0.001p &amp;amp;lt; ) در گروه تمرینی نسبت به گروه صرع شد. اگرچه فعالیت آنزیم SOD (0.953p &amp;amp;lt; ) و سطح IL-10 (0.198p &amp;amp;lt; ) تغییر معنا‌داری نیافت، اما شدت تشنج در گروه تحت تمرین به طور قابل توجهی کاهش یافت. نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد تمرینات تداومی با شدت متوسط با تقویت سیستم آنتی‌اکسیدانی و کاهش التهاب عصبی، اثرات محافظتی خود را اعمال کرده و باعث کاهش شدت تشنج در رت&amp;amp;shy;های مبتلا به صرع می&amp;amp;shy;شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تمرینات تعادلی همراه با اختلال دیداری استروبوسکوپ بر پایداری وضعیتی پویا (زمان رسیدن به پایداری) هنگام فرود تک‌پا در مردان فعال</title>
      <link>https://jsmt1.khu.ac.ir/article_7766.html</link>
      <description>مقدمه: تعادل یکی از مولفه‌های اصلی کنترل حرکتی است و نقش مهمی در حفظ پایداری بدن هنگام اجرای مهارت‌های پویا مانند فرود و تغییر جهت دارد. زمان رسیدن به پایداری شاخص مهمی برای سنجش سیستم عصبی‌‌عضلانی در ثبات پس از اختلالات مکانیکی محسوب می‌شود. هدف مطالعه: هدف این پژوهش، بررسی اثر تمرینات تعادلی با و بدون عینک استروبوسکوپ بر زمان رسیدن به پایداری در افراد فعال بود.روش‌کار: ۳9 مرد فعال ۱۸ تا ۳۰ سال به‌صورت تصادفی در سه گروه تمرینات تعادلی با عینک استروبوسکوپ، تمرینات تعادلی و کنترل قرار گرفتند. زمان رسیدن به پایداری در فرودهای تک‌پا به طول ۳۰، ۵۰ و ۷۰ سانتی‌متر با استفاده از صفحه نیرو اندازه‌گیری شد.مداخله شامل شش هفته تمرینات تعادلی بود که دو گروه یکی با عینک و دیگری بدون عینک تمرینات را انجام دادند. تحلیل داده‌ها با نرم افزار SPSS در سطح معنی‌داری 05/0 انجام گرفت.نتایج: نتایج آزمون کوواریانس نشان‌ داد که هر دو گروه تمرینی نسبت به گروه کنترل بهبود معنی‌داری در زمان رسیدن به پایداری داشتند (05/0&amp;amp;gt;P). کاهش زمان رسیدن به پایداری در گروه تمرینات با عینک استروبوسکوپ در فرودهای ۵۰ و ۷۰ سانتی‌متری بیشتر و همراه با اندازه‌اثر بالاتر بود. در فاصله ۳۰ سانتی‌متر هر دو گروه تمرینی بهبود مشابهی نشان دادند.بحث و نتیجه‌گیری: نتایج این تحقیق تاثیر تمرینات اختلال دیداری در فرودهای با فاصله طولانی را نشان‌داد. بنظر می‌رسد در پرش‌های طولی با مهارت حرکتی پیچیده‌تر، نقش دیداری مهم‌تر می‌باشد. استفاده از عینک استروبوسکوب و اختلال دیداری در تمرینات تعادلی جهت ارتقا عملکرد ورزشی و کاهش خطر آسیب‌دیدگی پیشنهاد می‌شود. کلیدواژه: تمرینات تعادلی، عینک استروبوسکوپ، زمان رسیدن به پایداری</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
